ghadir.tebyan.net
کد خبر : 41018
تاریخ انتشار : 3 دی 1392 15:28
تعداد بازدید : 101

غدیر سرخ

ابتدا ايشان را از مقام و رتبه خود دور كردند و سپس رتبه اي كه خدا به ايشان داده بود گرفته و در نهايت امام حسين (علیه السلام) را شهید كردند.

 

«فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُم...»

«و خدا لعنت كند بر امتي كه شما را از مقام و مرتبه خود منع كردند و رتبه اي كه خدا مخصوص شما گردانيده بود از شما گرفتند و خدا لعنت كند امتي كه شما را مقتول ساخت...»

در اين فراز از زيارت قدسي عاشورا ،خطِ سير انحرافاتي كه به شهادت امام حسين (علیه السلام) و يارانشان انجاميد، به وضوح نشان داده مي شود. ابتدا ايشان را از مقام و رتبه خود دور كردند و سپس رتبه اي كه خدا به ايشان داده بود گرفته و در نهايت امام حسين (علیه السلام) را شهید كردند. در واقع امتي كه امام(علیه السلام) را از مقام خود دور كردند و مقامي را كه خدا به ايشان داده بود گرفتند و ايشان را به شهادت رساندند، در يك رديف مورد غضب خدا قرار مي گيرند. به اين معني كه غصب مقامات خدادادي آن حضرت، مانند شهيد كردن ايشان است.

اما به راستي اين مقام و رتبه چه بوده است؟

پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در غدير خم بعد از اعلام ماموريت خود از جانب خداوند متعال براي رساندن آن چه كه مورد علي (علیه السلام) از سوي خدا نازل شده است، در معرفي آن حضرت به حدود 200 مورد از فضايل ايشان اشاره فرمودند، كه براي نمونه به پاره اي از آن ها اشاره مي كنيم:

-«جايگاه او نسبت به من هماننده جايگاه هارون است نسبت به موسي به جز اين كه بعد از من پيامبري نخواهد بود.»

-«خداوند او را براي شما، صاحب اختيار و امام قرار داده است.»

-«روا نيست مگر آنچه خدا و رسول او و امامان روا دارند و ناروا نيست مگر آنچه آنان ناروا دارند.»

-«او نخستين، مومن به خدا و رسول اوست و كسي در ايمان از او سبقت نجسته.»

-«خداوند هرگز توبه منكر او را نپذيرد.»

- «شك و ناباوري در امامت يكي از امامان مانند شك و ناباوري در امامت تمامي آنان است و هر آينه جايگاه ناباوران در آتش است.»

و اين چنين رسول گرامي اسلام در آخرين حج خود به معرفي مقامات اميرالمونين (علیه السلام) و ائمه معصومين(علیهم السلام) مي پردازند. اما زمان را براي گفتن تمامي فضايل امير المومنين(علیه السلام) كافي نمي دانند و مي فرمايند:

«ای مردمان! برتري هاي علي بن ابيطالب (علیه السلام) نزد خداوند_كه در قرآن نازل فرموده_ بيش از آن است كه من به يكباره بر شمارم.»

و اما منافقان كوردل كه خود واقف به مراتب ايشان بودند؛ از همان ساعات پاياني عمر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در شكستن شخصيت و پايين آوردن فضايل ايشان تلاش كردند.

تا جايي كه وقتي پيامبر(صلی الله علیه و آله) در خواست قلم و دوات براي نوشتن وصيت كردند؛ ايشان را به گفتن هذيان متهم كردند. و كار را به جايي رساندند كه وقتي اميرمومنان در محراب نماز به شهادت رسيدند با تعجب پرسيدند مگر علي نماز هم مي خوانده! كريم اهل بيت را در خانه مسموم كردند و به قصد عبادت به خيمه هاي آل محمد(صلی الله علیه و آله) حمله كردند و سر از بدن سبط نبي اكرم(صلی الله علیه و آله) جدا كردند و در شام، كاروان اسراي آل محمد(صلی الله علیه و آله) را خارجي خواندند.

وصیت سیدالشهداء(ع) و غدیر

آري در اين شرايط بود كه امام حسين (علیه السلام) دست به قيام زدند و در وصيت نامه خود كه به محمد بن حنيفه چنين فرمودند:

«به درستي كه امام حسين (علیه السلام) شهادت مي دهد كه خدا يكي است و محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و رسول اوست...»

در اول وصيت نامه اش اینگونه بيان اعتقادات مي كند تا بعد از شهادتش نگويند حسين بن علي(علیه السلام) خارجي بوده و در ادامه همان وصيت نامه مي فرمايند:

«...من از روي سركشي و سرمستي قيام نكردم، من خروج كردم تا در امت جدم اصلاح كنم، من مي خواهم به سيره جدم و پدرم علي(علیه السلام) عمل كنم، من مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم. اگر از من قبول كردند كه كردند و اگر نپذيرفتند، آنان را به خدا واگذار مي كنم كه بهترین داوران است...»

و چه امر به معروف و نهي از منكري بالاتر از معرفي مراتب اميرالمومنين (علیه السلام) و ائمه (علیهم السلام همانطور كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در خطبه غدير فرمودند:

«امر به معروف كنيد و از منكر باز داريد و بدانيد كه ريشه امر به معروف اين است كه به گفته من[درباره امامت] برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه كنيد و آنان را از مخالفت با سخنان من بازداريد؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است.»

پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پايان خطبه غدير، خداوند را گواه مي گيرند در رساندن پيام او به مردم و هشدار مي دهند كه:

«اگر مردم از جانشينان او از نسل علي(علیه السلام) تا برپايي قيامت پيروي نكنند، كردارهايشان بيهوده خواهد بود و در آتش ابدي خواهند بود، به گونه اي كه از غذابشان كاسته نشود.»

سپس رسول خدا از مردم درباره علي اميرالمومنين(علیه السلام) و امامان از نسل خود و او و حسن و حسين و آنان كه خداوند پس از ايشان بر پا كرده است بيعت مي گيرند؛ بيعتي از دل و جان با تمام اعضا و جوارح. و خداوند را نيز بر آن بيعت، شاهد و گواه مي گيرند.

پیوند غدیر و عاشورا در مهدویت

و اما امروز با تفكر و دقت در واقعه غدير، مي يابيم كه: اگر آن روز عهد غدير را نشكسته بودند، هرگز نمي توانستند درِ خانه ی اميرالمومنين(علیه السلام) را آتش بزنند و پهلوي ناموس الهي، بانويِ دو عالم، حضرتِ فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را بشكنند و ايشان را در اوج جواني به شهادت برسانند. اگر پيمان غدير را نقض نكرده بودند كجا مي توانستند 25 سال اميرالمومنين(علیه السلام) را خانه نشين كنند. آري! اگر عهد غدير را زير پا نمي گذاشتند، چگونه مي توانستند امام حسن مجتبي(علیه السلامسبط اكبر و آقاي جوانان بهشت را در خانه آن حضرت به شهادت برسانند و اگر در غدير توطئه نمي كردند و پيمان ها و بيعت هاي خود را به فراموشي نمي سپردند، چگونه مي توانستند واقعه تلخ و دردناك و فاجعه غم انگيز كربلا را رقم بزنند.

و اکنون در زمان غیبت حرمانمان از دیدار امام زمان عجل الله تعالي فرجه  بایسته است که فرمان رسول اکرم صلي الله عليه و آله را گردن نهاده که فرمود:

«فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ»

«پس بايسته است اين سخن را حاضران به غايبان و فرزندداران به فرزندان تا برپايى رستاخيز ابلاغ کنند.»

و جهانيان را با خطابه غدیر و سند حقانیت امیر مومنان و دکترین پیامبر اسلام صلي الله عليه و آله آشنا کنیم تا رویکرد کامل اسلام شناسی به ویژه معرفی امام عصر  عجل الله تعالي فرجه  را ابلاغ نماییم.

منبع: سایت ابوتراب


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :