ghadir.tebyan.net
کد خبر : 43388
تاریخ انتشار : 6 بهمن 1392 17:42
تعداد بازدید : 238

تعیین اهداف خطبه ی غدیر

در این مقاله به بررسی و تعیین اهداف خطابه ی غدیر می پردازیم که تعیین این اهداف از دو طریق صورت می گیرد. یکی مقدمات، مقارنات، موخرات خطبه و دیگری سیر اجمالی در متن خطبه ی غدیر.

عنوان بحث درارتباط با خطابه ی غدیر می باشد. خطبه ی غدیر خلاصه 23 سال دوران نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. خطابه ی غدیر شامل اصول اعتقادی، اصول اخلاقی و اصول فقه  می باشد.

حال می خواهیم بررسی کنیم که اهداف خطبه ی غدیر چیست؟ تعیین اهداف خطبه ی غدیر به دو صورت ممکن است:

1) ازطریق مقدمات مقارنات موخرات و اتفاقاتی که در خطبه افتاده است.

2) با یک سیراجمالی و مطالعه در متن خطبه ی غدیر به بررسی حالات مختلف بپردازیم.

 پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه قبل از حرکت برای سفر حجه الوداع، اعلام کردند که من اواخر عمرم می باشد  و می خواهم برای آخرین بار حجی انجام دهم که مردم هم همراه من باشند تا اعمال حج و امور مهم دیگری را هم به آنها بیاموزم.

گاهی اوقات هم به بعضی از نزدیکان می فرمودند که می خواهم مساله جانشینی و امامت را اعلام کنم. منزل به منزل در راه مدینه به مکه حضرت به مردم هشدار می دادند که مواظب باشید بعد از پیغمبرتان مخالفت با فرمان های او نکنید. تصریح نمی کردند اما زمینه هایی می چیدند که مردم را به پیروی از سخنانشان دعوت می کردند. پیغمبر صلی الله علیه و آله در منی در مسجد خیف هم سخنرانی هایی کردند که اشاره دارد به این که مسلمانان و یا هر قومی باید سخن پیغمبر خودشان را گوش کنند ،همچنین به مردم تذکر دادند که :اتحادتان را حفظ کنید، اختلاف نکنید، دنبال هوای نفس نروید و امثال این ها.

تا این جا مقدماتی بود که اشاراتی داشت به مسئله تعیین جانشینی ، کاری که پیامبر  صلی الله علیه و آله در حین خطبه انجام دادند گفتن مقدمات مقارنات موخرات خطبه بود. از مقارنات خطبه این است که، ایشان در تمام مدت ایراد خطبه امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در کنار خودشان نگه داشتند و گاهی در جملاتی به ایشان اشاره می کردند ،مثل جمله " این علی را من دارم می گویم"، چند مرتبه هم دستشان را بلند کردند و علی علیه السلام را به مردم نشان دادند .

از موخرات خطبه این است که در اواخر خطبه به مردم اعلام کردند که بعد از خطبه من بیایید با من و با علی امیرالمؤمنین بیعت کنید. و در قسمت آخر خطبه فرمودند : چون تعداد جمعیت شما زیاد است و ممکن است نتوانید بیایید و با دست بیعت کنید پس اکنون بگویید:فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ: إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّكَ فی أَمْرِ إِمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ.... بعد هم یک خیمه برای خودشان برپا کردند و در آن نشستند و مردم می آمدند و برای این فرمان اول با پیغمبر بیعت می کردند بعد هم با امیر المؤمنین. این از موخرات خطابه بود که بیعت با دست از عصر دوشنبه 18 ذی الحجه تا عصر چهارشنبه 20 ذی الحجه طول کشید و مردم گروه گروه بیعت می کردند و خداحافظی می کردند و می رفتند. این مقدمات، مقارنات و موخرات، شخصیت امیر المؤمنین علیه السلام را مشخص می کند، که تعیین جانشینی، تبیین شخصیت و نشان دادن امیر المؤمنین از اهداف اصلی خطبه می باشد.

با تحلیل خطبه غدیر می توان هدف های اصلی و هدف های تَبعی را بیان کرد.

هدف اصلی ایراد خطبه اطاعت از فرمان الهی و بندگی خدا توسط پیغمبر اکرم حضرت محمد  صلی الله علیه و آله می باشد، یا به عبارتی هدف اصلی خطبه ی غدیر تذکر توحید و یکتا پرستی، بندگی خدا و ترک شرک می باشد.

در بستر های مقدماتی خطابه چند مسئله وجود دارد: حمد و ثنای الهی و بیان این که بزرگ ترین پیام خطبه ی غدیر دعوت مردم است به خداپرستی و ترک شرک. هدف قبل از رسیدن به توحید ایجاد زمینه ها و مقدمات برای رسیدن به توحید می باشد.

حال این زمینه ها و مقدمات برای رسیدن به توحید چیست؟ علم و عمل، حکمت نظری و حکمت عملی؛ حکمت نظری چیست؟ خداشناسی است.

در بخش اول خطابه  اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ... خداشناسی را در بهترین وجه بیان کرده است . یعنی اولین جمله ای که پیغمبر شروع کرده اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ  و آخرین جمله ای هم که صحبت کرده است وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ می باشد. یعنی حمد و ستایش خدا و رسیدن به خدا پرستی.

بستر های رساننده ی به خدا پرستی، تعبد و بندگی است. بنابراین می توانیم بگوییم که یکی از اهداف اساسی خطبه ی غدیر تبلیغ و ایجاد و سفارش بندگی خدا برای مردم است. مقدمات بندگی خدا عبارتند از: ایمان به خدا، ایمان به رسول، ایمان به اولوالامر، عمل صالح و اطاعت از این ها. این ها که ذکر کردیم، بسترهای قبل از رسیدن به عبودیت، توحید و خداپرستی بودند.

در طول خطابه ایمان به خدا بیان شده است، ایمان به رسول نیز به چند جمله بیان شده است ،که در زیر آورده ایم:

1)  پیامبر صلی الله علیه و آله دائما فرموده اند این سخنرانی که من در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام  آورده ام، امر خداست.

2) من بنده ی خدا و مطیع او هستم، وَأُقِرُّلَهُ عَلی‏ نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ

3) وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ، من اطاعت خدا می کنم و اگر ادای وظیفه نکنم ، ممکن است خداوند عذابی برای من بفرستد که کسی جلودار آن عذاب از من نباشد .

4) من هر چی دارم از خداست، من با خدا بیعت کرده ام و امیرالمؤمنین با من بیعت کرده و شما با امیر المؤمنین و با من بیعت کنید. الان می خواهم از شما بیعت بگیرم برای امر خدا به خاطر بیعت با امیر المؤمنین. اینها را که بیان کردم خواستم بگویم: مردم من بنده هستم و شما هم بنده باشید من عبودیت دارم و افتخارم به عبودیت است شما هم افتخارتان به عبودیت باشد.

پس هدف دیگر برای رسیدن به توحید بعد از تصدیق به امر خدا قبول اطاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله  است در فرمان هایی که می دهد. نکته بعدی پذیرش، تصدیق و قبول سرپرستی و جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام است. پیامبر فرمودند، علی علیه السلام جانشین من است در تمام ابعاد شخصیت من جز در قانون آوری.

در خطابه ی غدیر حدود 200 برای امیر المؤمنین علیه السلام بیان شده است.

که در بیان صفات امیرالمؤمنین علیه السلام حضرت دو گونه عمل کرده اند:

یکی امیر المؤمنین را معرفی کردند یکی هم راهکار ارائه دادند برای این که چگونه تابع امیرالمؤمنین باشیم.

وقتی می گوید: وَالْعامِلُ بِما یَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلی‏ طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ می خواهد بگوید که این موارد، صفات برجسته ی جانشینی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشد و شما مردم هم باید این ها را داشته باشید.

پس یک هدف برای رسیدن به عبودیت خدا و تصدیق خدا، تصدیق فرمان های پیغمبر صلی الله علیه و آله  است درباره ی شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید این قرآن که من آورده ام یک مکمل و متمم می خواهد که این مکمل ومتمم و مُفَصِّل و مُبیِّنش امیرالمؤمنین علی علیه السلام و اولاد او علیهم السلام هستند. این مسئله را پیغمبر صلی الله علیه و آله  آن قدر محکم و از جهات مختلف بیان کردند که هیچ گونه جای شکی برای کسی باقی نگذاشت.

پس هم یک هدف و هم یک بستر ایجاد کردند، این که هر چه من علم و دانش دارم و هر چه قرآن علم و دانش دارد علم و دانش من و قرآن نَزد امیرالمؤمنین علیه السلام است. این هم باز از دو بستر وارد شده است: یکی علم منوَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذی ذَكَرَهُ اللَّهُ فی سُورَةِ یس: (وَ كُلَّ شَی‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ). یکی هم از جهت قرآن، می فرمایند که در قرآن تدبر کنید ،آیاتش را بفهمید، محکمش را نظر کنید و در متشابهاتش تأمل کنید. تمام علوم قرآن پیش علی ابن ابیطالب و فرزندانش است و بعد با این عبارت می گوید: مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی‏الْحَوْضَ. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند به خدا قسم باطن قرآن را بیان نمی کند مگرکسی که الان من دستش را گرفته ام و به شما نشان می دهم و می گویم علوم من پیش علی است و علوم قرآن پیش علی است و می فرماید ما یک سری علم هایی داریم که در قران نیست در باطن ماست. جای دیگری بیان می کنند که علم ما و علم قرآن در طول هم است، و بعد بیان می کنند که همه ی حقایقی که من دارم درست استفَقَدْ أَحْصَیْتُهُ یعنی دانه دانه اش را و جمله جمله اش را در وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السلام بر شمرده ام. هدف بعدی بیان داستان دوستان و دشمنان امیر المؤمنین علیه السلام است که در بخش 7 خطابه پیغمبر صلی الله علیه و آله اکرم آیاتی را می آورند که منافقین را معرفی می کند، اولیای ائمه علیهم السلام را معرفی می کند، اعداء ائمه علیهم السلام را هم معرفی می کند.

هدف بعدی که می رسانند معرفی کامل آخرین امام ،امام عصر عجل الله تعالی فرجه است. که چهار بار مستقیم راجع به امام زمان عجل الله تعالی فرجه صحبت می کنند که دو مورد در بخش ششم است، یک مورد در بخش دهم است و کلیاتش هم در بخش هشتم است. در بخش هشتم با هجده جمله هشداری الا  ابعاد مختلف شخصیت علمی، اخلاقی، حکومتی، اصحاب و یاران و آن چه امام زمان  عجل الله تعالی فرجه انجام می دهند در حکومتشان تمام اینها را از جهات مختلفی بیان می کنند. و نکته ی بعدی این است که از مهمترین احکام الهی مثل حج، عمره، نماز، زکات و امر به معروف و نهی از منکر مفصل بحث می کنند و یکی از جملات برجسته و مهم این است که "أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلی قَوْلی وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّی و سپس مردم را به بیعت دعوت می کنند.

نتیجه:

پس می شود گفت اهداف خطبه به صورت مخروطی است . در راس مخروط بندگی خداست، پله ی اول راس مخروط رسیدن به توحید می باشد. پله ی بعدش برای رسیدن تصدیق خدا و تصدیق پیغمبر ،شناختن امیرالمومنین علی علیه السلام و اولادش تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه، شناختن منافقان، موافقان و مخالفان امیر المومنین علیه السلام نیز، اخلاق اصلی و احکام اصلی می باشد، لذا همه اینها بستر هایی است که ما را می تواند به خطبه ی غدیر و اهداف آن برساند .

حالا این مخروط را از خطبه غدیر برداریم و بزرگترش کنیم و بگذاریم به عنوان مخروط هدف یا اهداف پیامبران الهی . پیامبران الهی هم جز همین اهداف ،هدف دیگری نداشتند. و ما پیغمبر را نفرستادیم جز اینکه به مردم بگویند: وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئا1  و جای دیگر گفتند ایمان به خدا، ایمان به آخرت و عمل صالح

حلقه ی پیوندش ایمان به ائمه و ایمان به عدل خداست که شیعه می گوید اصول اعتقادات ما پنج تا است توحید عدل نبوت معاد و امامت.

پی نوشت:

1. سوره مبارکه نساء/ آیه 36

 

منبع: سایت خطابه غدیر


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :