ghadir.tebyan.net
کد خبر : 43491
تاریخ انتشار : 7 بهمن 1392 14:19
تعداد بازدید : 96

اولین معارفه علی در حج

سپس فرمود: او اول شما در ایمان به من است و وفادارترین شما به عهد خدا و قیام کننده ترین شما به امر خدا و عادل ترین شما بین مردم و قسمت کننده به تساوی و بلند مرتبه ترین شما نزد خداست.

بعد از ورود کاروان به مکه، حجاج باقی مانده از اطراف مکه و افراد عقب مانده از کاروان به آن ها ملحق شدند.در مدت اقامت کاروان در مکه اتفاقات مهمی به وقوع

پیوست که به آن ها اشاره خواهد شد.

خواندن چند خطبه توسط پیامبرصلی الله علیه و آله

در یکی از خطبه ها پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

"هر کس یکی از اهل بیت مرا اذیت کند ارتباط بین من و او قطع می گردد، و هرکس ارتباط بین من و او قطع گردد ارتباط بین او و خدا قطع می گردد در آنچه باعث بهشت می شود. "1

همچنین عمر بن ابی سلمه و سلمه بن ابی سلمه دو فرزند خوانده ی پیامبر از قول ایشان نقل کرده ند که :

"علی رئیس مومنین ، و مال رئیس ظالمین است.علی برادر من و صاحب اختیار مومنین بعد از من است. او نسبت به من به منزله ی هارون نسبت به موسی است. آگاه باشید که خداوند نبوت را با من ختم کرده و پیامبری بعد از من نیست، و علی جانشینم در اهل بیتم و مومنین بعد از من است."  2

نزول وحی الهی در روز اول

در همان روز ورود به مکه از طرف خداوند این خطاب بر پیامبر نازل شد:

"من محمودم و تو محمدی،نام تو را از نام خود مشتق ساخته ام. هر کس با تو متصل و مرتبط باشد من نیز با او ارتباط دارم، و هر کس با تو قطع رابطه نماید من نیز با او قطع می نمایم. اکنون احترام خود نزد مرا برای مردم بازگو کن و به آنان خبر ده که من پیامبری مبعوث نکرده ام مگر آنکه برای او وزیری قرار داده ام. تو نیز فرستاده ی من هستی و علی وزیر توست."

از آن جا که مردم طرز تفکر جاهلی داشتند،پیامبر اعلان این خبر را در آن موقعیت مناسب نمی دید تا مبادا او را متهم کنند که خویشان خود را بر مردم حاکم میکند! لذا با توجه به این که امر الهی در این باره فوری نبود ،حضرت اعلام آن را برای شرایط مناسبی به تاخیر انداخت. 3

همچنین پیامبر همان شب به زیارت قبور خویشاوندان خود رفت و حزن زیادی در او پیدا شد ..

قضیه ی اختلاف لشکر امیرالمومنین با ایشان

وقتی وارد مکه شدند، همان عده از لشکر امیرمومنان که حضرت، حلّه ها را از آن ها گرفته بود نزد پیامبر آمده و شکایت او را کردند؛ همچنین عده ای اقدام به شایعه پراکنی درباره ی آن حضرت نمودند.

پیامبر دستور داد منادی بین مردم ندا کند:

"زبان خود را از علی بن ابیطالب کوتاه کنید، که او در راه خدا جدی رفتار می کند و در دین خدا مداهنه نمی کند." مردم متوجه عظمت علی در پیشگاه پیامبر شدند و غضب حضرت را نسبت به بدخواهان و بدگویان دانستند و فتنه گران دست از گفتار ناروای خود برداشتند. 4

فرصتی برای معرفی علی

در همان روزها،هنگامی که برای کعبه پوششی از پارچه های پشمین مشکی تهیه کرده و پوشانیدند، پیامبر کنار کعبه ایستاده بود و جابر بن عبدالله انصاری هم کنار حضرت بود.در این حال علی بن ابیطالب به طرف حضرت آمد. حضرت فرمود: برادرم نزد شما آمد. آنگاه توجهی به کعبه کرد و با دست بر آن زد و فرمود:

"قسم به آنکه جانم به دست اوست، این( علی) و شیعیانش روز قیامت رستگارانند."

"سپس فرمود: او اول شما در ایمان به من است و وفادارترین شما به عهد خدا و قیام کننده ترین شما به امر خدا و عادل ترین شما بین مردم و قسمت کننده به تساوی و بلند مرتبه ترین شما نزد خداست."5

این جا بود که آیه هفت سوره بینه نازل شد:

"انّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیرالبریّه"

پیامبر در حضور اصحاب با اشاره به امیرالمومنین فرمود: خیر البریّه آمد.

در آن ایام کم کم همه خود را برای شروع مراسم حج آماده می کردند.در مطلب بعدی به وقایع آن روز ها خواهیم پرداخت.

 

*با تصرف و تلخیص از کتاب گزارش حجة الوداع

پی نوشت ها:

1. ینابیع الموده ص 420

2.امالی طوسی ص 521

3.بحار الانوار ج18 ص 338

4.المغاذی(واقدی)ج2 ص 1079+ صحیح مسلم ج2 ص 725+تاریخ طبری+مسند حنبل+ اعلام الوری

5.امالی طوسی ص251

منبع: سایت ابوتراب


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :