ghadir.tebyan.net
کد خبر : 45670
تاریخ انتشار : 26 بهمن 1392 19:53
تعداد بازدید : 262

روایات جمعیت غدیرخم

روایات اگر مقدار جمعیت کم بود و قرار بر این بود تا عده کمی از جریان غدیرخم باخبر شوند، نیازی نبود رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مردم را به زحمت بیندازد و همگان را در گرمای غدیر نگه دارد؛ بلکه ... .

با توجه به شواهد تاریخی مبنی بر زیادی جمعیت حاضر در غدیرخم، به سراغ بررسی روایات موجود درباره میزان جمعیت غدیرخم رفته و به بررسی و تحلیل آن می پردازیم.

1. هزاروسیصد نفر :

ابن شهرآشوب (م. 588 ق) در کتاب مناقب آل ابی طالب، به نقل از امام باقر(علیه السلام) می نویسد: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در روز غدیر جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را در حضور 1300 نفر مطرح کرده است.1مجلسی نیز این روایت را آورده است.2در تفسیر فرات کوفی (م. 352 ق) نیز روایتی از عمار چنین نقل شده است:

«در مجلس ابن عباس بودیم و او سخنرانی می کرد که ابوذر بلند شد و گفت: ای مردم! آیا می دانید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود راست گوتر از ابوذر نیست؟

همه گفتند: آری. ابوذر گفت: پس بدانید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در روز غدیر که 1300 مرد بودیم، فرمود: هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست؛ خدایا هرکه علی را یاری کند، یاری اش کن و هرکه دشمنی کند، دشمنی اش کن. در این هنگام مردی بلند شد و گفت: مبارک باد بر تو ای پسر ابی طالب.» 3

نقد و بررسی :

روایت ابن شهرآشوب از امام باقر(علیه السلام)، روایتی مرسل است که برای آن، سلسله سند ذکر نشده است. روایت دوم نیز خبری است که تنها در تفسیر فرات کوفی آمده است و سند آن به امام معصوم نمی رسد. در مجموع می توان گفت علاوه بر ضعف سند این دو روایت و عدم شهرت نسبت به اقوال دیگر، با توجه به فراخوانی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مردم برای حضور در سفر معنوی حج، حضور جمعیت مدینه و اطراف آن و تعداد جمعیت سپاه اسلام در آن زمان و ملحق شدن یاران امام علی(علیه السلام) که از یمن به مکه آمده بودند، این قول قابل پذیرش نیست.

نیز قابل ذکر است که روایت اول در منابع کهن ذکر نشده و روایت دوم دارای اضطراب در محتوا می باشد. در این روایت، ابوذر برای اثبات حقانیت سخنش ابتدا به اثبات صادق بودن خود می پردازد و بعد به بیان تعداد جمعیت می پردازد؛ حال آنکه دفاع از خود زمانی صحیح است که مورد اتهام واقع شده باشد و در اینجا اتهامی وجود ندارد. علاوه براین، باید افزود که روایت اول به نقل از امام باقر(علیه السلام) می باشد و روایت دوم به نقل از عمار؛ درصورتی که طبق قاعده باید امام باقر(علیه السلام) تعداد جمعیت را از عمار و سخنان ابوذر نقل کند، اما ایشان هیچ کدام از این دو راوی را در استنادش نیاورده است. 4

2. ده هزار نفر :

در گزارشی دیگر، تعداد جمعیت غدیر ده هزار نفر گزارش شده است. عیاشی (م. 320 ق) در تفسیر، ذیل آیه 67 سوره مائده از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل می کند: من تعجب می کنم از اینکه شخص با آوردن دو شاهد حقش را می گیرد، امام علی(علیه السلام) با ده هزار شاهد حقش ضایع شد.

 امام در ادامه فرمودند:

پیامبر(صلی الله علیه و آله) از مدینه خارج شد، درحالی که پنج هزار نفر از مدینه همراه وی بودند و پنج هزار نفر هم از مکه پیامبر(صلی الله علیه و آله) را مشایعت کردند.5

نقد و بررسی :

این روایت مرسل است و در سند آن تنها عمر بن یزید قرار دارد. علاوه براین، اشکالات دیگری بر این گزارش وارد است. در این روایت به حضور پنج هزار نفر از مدینه اشاره شده و به حضور مردم اطراف و اکناف آن و دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به حضور آنان برای حج اشاره ای نشده است. در ادامه روایت، به حضور پنج هزار نفر از مردم مکه نیز اشاره شده است؛ درحالی که در گزارش جمعیت هزاروسیصد نفر به این موضوع اشاره نشده بود.

نیز قابل ذکر است که اولاً هیچ امری از سوی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مبنی بر لزوم مشایعت مردم مکه در منابع ثبت نشده است و دلیل عدم حضور آنان، امر الهی به حضور حاجیان در مکان غدیر است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) حجاج جلورفته را امر به بازگشت کرد و منتظر حجاج عقب مانده شد. پس امر اعلام ولایت در مکان غدیر، ناگهانی بوده است.

ثانیاً، فاصله مکه تا جحفه زیاد است و بر فرض که مردم قصد بدرقه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را داشته اند، مشایعت کردن تا حدود 180 کیلومتر برای آنان بسیار بعید است؛ نیز اگر قرار باشد جمعیتی را به این مقدار اضافه کنیم، باید جمعیت همراه امام علی(علیه السلام) را که از یمن به حج آمده بودند و قصد بازگشت به مدینه داشتند را یادآوری می کرد؛ حال آنکه هیچ اشاره ای به این جمعیت نشده است و این برای یک راوی که جمعیت دقیق مکه و مدینه را ثبت کرده و به این امر اشاره نکرده است، اشکال بزرگی است.

شیخ حر عاملی نیز در روایتی قول ده هزار نفر را آورده، اما حدیث را چنین شرح می کند: چه بسا این ده هزار نفر همه از مدینه بوده اند؛6یعنی ایشان هم جمعیت ده هزار نفری غدیر را نمی پذیرد؛ بلکه جمعیت مردم مدینه را این مقدار حدس زده است. بنابراین می توان گفت این روایت با برطرف شدن ضعف سند و محتوای آن، تنها می تواند جمعیت اهل مدینه را که در غدیر حاضرند و یا با پیامبر(صلی الله علیه و آله) از مدینه خارج شده اند، ثابت کند.

خبر عیاشی از حیث زمانی، مقدم بر خبر فرات کوفی و ابن شهرآشوب است؛ بنابراین به نظر می رسد با توجه به نقل خبر جمعیت غدیر به مقدار 1300 نفر در این دو منبع متأخر، آنان باید خبر ده هزار نفر را از عیاشی دیده و یا شنیده باشند و به نقل آن نیز اهتمام می ورزیدند، یا اینکه در خوش بینانه ترین حالت بگوییم آنان نیز این قول عیاشی را قبول نداشته و ازاین رو به نقل آن اهتمام نورزیده اند. بنابراین با توجه به عدم شهرت این خبر و مرسل بودن آن، ذکری از این خبر در دیگر منابع به میان نیامده است.

3. دوازده هزار نفر :

عیاشی در روایت دیگری ذیل آیه 55 سوره مائده به نقل از صفوان جمال از امام صادق(علیه السلام)، تعداد جمعیت حاضر در غدیر را دوازده هزار نفر نقل می کند. امام(علیه السلام) در این روایت فرمودند: با آنکه جمعیت حاضر در غدیر دوازده هزار نفر بودند، ولی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نتوانست حق خود را بگیرد؛ درحالی که یک شخص با دو شاهد می تواند حق خود را پس بگیرد.7

نقد و بررسی :

ضمن اینکه این روایت مرسله است، محتوای آن نیز با محتوای روایت ده هزار نفر یکی است؛ اما در اینجا اشاره به جمعیت دوازده هزار نفر در روز غدیر شده است. نکته دیگر آنکه، این روایت به نقل از صفوان جمال است و از عمر بن یزید نقل نشده است. ازاین جهت روشن می شود که اختلاف هم در محتوا و هم در سند وجود دارد. بنابراین با اختلاف در تعداد جمعیت مواجه هستیم. در این اختلاف باید یکی از دو گزارش را با کمک قرائن یا وجه جمعی پذیرفت؛ اما هیچ قرینه و وجه جمعی نمی توان یافت. از این رو می توان گفت ایراد گزارش قبلی در اینجا نیز وارد است.

4. هفده هزار نفر :

سبزواری در کتاب جامع الاخبار بنابر نقلی، جمعیت حاضر در غدیر را هفده هزار نفر دانسته است. وی می نویسد: «به نقل از محمد بن سنان از زراره که گفت: شنیدم امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مدینه به سمت مکه برای حجة الوداع خارج شد و تصمیم به بازگشت داشت، و در خبر دیگری، هنگام خروج از مکه دوازده هزار نفر از یمن و پنج هزار از مردم مدینه وی را همراهی می کردند.»8

نقد و بررسی :

اولین نکته قابل توجه در نقد این روایت، بیان تردید موجود در محتوای روایت است. در این روایت، محدث ابتدا تصمیم دارد مقدار جمعیت همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مدینه به مکه را نقل کند؛ اما یک دفعه بدون ذکر جمعیت، به نقل خبر دیگری در همین روایت می پردازد که جمعیت خارج شده از مکه به سمت غدیر را دوازده هزارنفر، آن هم از یمن می داند؛ درحالی که در این گزارش هیچ اشاره ای به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله) بر حضور آنان مبنی بر همراهی ایشان در غدیر وجود ندارد.

نیز باید افزود، چگونه ممکن است در امری که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در انجام آن تردید دارد و از خداوند طلب اطمینان می کند، امر به حرکت مردم یمن برای حضور در غدیر کرده باشد؛ چنان که طبرسی (م. 548 ق) از قول پیامبر(صلی الله علیه و آله) در اعلام الوری می نویسد: «امت من هنوز خوی جاهلیت دارند و ممکن است در اثر این قضیه مخالفت هایی بشود. جبرئیل گفت: این موضوع باید انجام یابد و هرگز تأخیر نشود.»9

علاوه بر این نقد، حضور یمنی ها در سفر برگشت نیز قابل نقد است؛ زیرا یمنی ها می بایست به طرف جنوب مکه حرکت کنند تا به یمن برسند. بر فرض پذیرش حضور یمنی ها در غدیر، تنها می توان جمعیت همراه امام علی(علیه السلام) از یمن را پذیرفت؛ در صورت پذیرش این روایت، نهایت مطلبی را که می توان پذیرفت، حضور هفده هزار نفر در غدیر است و این روایت با روایت ده و دوازده هزار نفر تعارض دارد.

نیز قابل ذکر است که این روایت در تعارض با روایات دیگری است که بیش از این مقدار جمعیت نقل کرده اند؛ چنان که ابن کثیر در البدایة و النهایة و برخی دیگر از منابع اهل سنت، جمعیت حاضر در حج، از زنان و مردان و صحابه همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را چهل هزار نفر نقل کرده اند،10 می توان گفت جمعیت غدیرخم قابل توجه بوده و اعداد زیر چهل هزار قابل پذیرش نیست.

5. شصت هزار نفر :

ابن جبر (م. قرن 7 ق) در قسمت شاهدان روز غدیر در کتاب نهج الایمان می نویسد: «روایت شده است که همانا در روز غدیرخم برای امام علی(علیه السلام) شصت هزار شاهد وجود داشت. برخی نیز گفته اند هشتادوشش هزار نفر حضور داشت.»11مردم از مکان ها و جاهای مختلف در این واقعه حضور داشتند. وی همچنین معتقد است هدف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از اعلان و انتشار حدیث غدیر در میان جمعیت زیاد این بود تا بعدها کسی منکر آن نشود.12

نقد و بررسی :

ابن جبر بدون نقل گزارش های پیشین که جمعیت غدیر را کمتر نقل کرده اند، دو نقل درباره جمعیت غدیرخم بدون ذکر سند نقل می کند. وی در این گزارش، هیچ کدام از اخبار را از زبان معصوم نقل نمی کند؛ بلکه تنها به نقل خبر بدون سند اکتفا می کند.

به عبارت دیگر، این روایت قول قیل و مقطوع است. محقق کتاب نهج الایمان می نویسد: وی از کسانی است که روایات کتاب مناقب آل ابی طالب ابن شهرآشوب را با یک واسطه نقل کرده است.13 بنابراین، به نظر می رسد ایشان نیز جمعیت 1300 نفری را که ابن شهرآشوب نقل کرده، نپذیرفته است؛ اما دراین باره که مستند سخن او چیست، هیچ سندی ذکر نکرده است.

6 . هفتادهزار نفر :

در روایت دیگری تعداد جمعیت حاضر در غدیرخم به نقل از امام باقر(علیه السلام) هفتادهزار نفر نقل شده است. فتال نیشابوری و طبرسی این روایت را با ذکر تمامی اسناد چنین نقل کرده اند: «رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همراه هفتادهزار نفر از اهالی مدینه و اطراف آن عازم مکه شده و از مدینه خارج شدند ـ مانند همان تعداد که حضرت موسی از آنان برای هارون بیعت گرفت و عهدشکنی کردند و در آخر از گاو سامری تبعیت نمودند ـ و همه جماعت مسلمانان در طول این سفر قدم به قدم از تمام اعمال آن حضرت پیروی می کردند.»14

ابوالفرج حلبی شافعی نیز در گزارشی، یکی از اقوال موجود درباره جمعیت همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در آخرین حج را هفتادهزار نقل کرده و می نویسد: این جمعیت با توجه به منع حضور برخی ـ به دلیل بیماری وبا ـ از حضور در حج بود.15

نقد و بررسی :

طبرسی در الاحتجاج ازجمله راویان غدیر است. کتاب الاحتجاج از کتب معتبری است که علما به آن اعتماد دارند و روایات آن را نقل می کنند. تنها اشکالی که متوجه روایات کتاب شده آن است که بیشتر روایات آن بدون ذکر سند نقل شده است. وی با اعتماد به سند روایات به نقل آنها نپرداخته است؛ اما عبارت های طبرسی نشان دهنده آن است که برخی روایات کتاب، سند صحیح و موثق دارد و در همان جا به ذکر طبقات بالای سند یا طبقات آخر آن اکتفا می کند. او در برخی موارد فقط به وصف کلی سند می پردازد.

برای مثال، در نقل مناظره ای می گوید: «با سند صحیح خود از مردانی که هریک موثق و قابل اعتمادند.»16گاهی وی به جهت اهمیت موضوع، به ذکر سند نیز می پردازد؛ چنان که در حدیث غدیر، تمامی راویان را ذکر کرده است.

در این روایت به حرکت هفتادهزار نفر از مردم مدینه و اطراف آن به مکه و حضور در غدیرخم اشاره شده است. این روایت، مؤید هم دارد که ازجمله آن می توان به دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از مردم اطراف و اکناف مدینه برای حضور در آخرین حج و شوق و اشتیاق مردم برای حضور در رکاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و حضور زنان و کودکان اشاره کرد.17

علاوه برآن، شایان ذکر است که برخی علمای شیعه نیز با پذیرش این خبر، به نقل آن اهتمام ورزیده اند و در صحت آن تردید نکرده اند.18 ازجمله اسانید این روایت، محمد بن موسی همدانی است که بنابر گفته نجاشی، کتابی در رد غلو و غالیان دارد؛ 19همچنین طیالسی از اصحاب امامی و ثقه شیعه است که شیخ طوسی در رجال او را از اصحاب امام کاظم(علیه السلام) شمرده است؛ 20

نیز سیف بن عَمیِرَه که نجاشی نیز او را از ثقات شیعه می داند.21سند اصلی این روایت به علقمة بن محمد حضرمی می رسد که شیخ طوسی او را از اصحاب امام باقر و امام صادق(صلی الله علیه و آله) شمرده است.22وی از کسانی بوده که عقاید زیدیه درباره امامت را قبول نداشته است.23ازاین رو برخی از رجالیون بر همین مبنا او را امامی و دارای اعتقاد صحیح می دانند.24 بنابراین می توان گفت با توجه به داشتن سند و دیگر مؤیدات که نقل گردید، حضور این تعداد از جمعیت در غدیر طبیعی به نظر می رسد.

7. هشتادوشش هزار نفر :

ابن جبر در نقل دیگری در کتاب نهج الایمان، علاوه بر بیان حضور شصت هزار نفر در غدیرخم، می نویسد: «در گزارش دیگری گفته شده هشتادوشش هزار شاهد در روز غدیر بوده است و این به درستی نشان می دهد که جمعیت حاضر از راه های دور و نزدیک بوده اند.»25

نقد و بررسی :

ابن جبر با نقل قول شصت هزار، روایت کمتر از آن را نپذیرفته است. به عبارت دیگر، وی با پذیرفتن کثرت جمعیت، حتی قولی را نقل می کند که اثبات کند جمعیت بیشتر از آن است؛ ازاین رو قول هشتادوشش هزار نفر را نقل کرده است. اما این قول نیز پذیرفتنی نیست؛ زیرا اولاً، سندی برای آن نقل نشده است؛ ثانیاً با اقوال دیگر در تعارض است؛ ثالثاً این قول شهرت ندارد. اما می توان گفت او با نقل این گزارش، عملاً کثرت جمعیت را قبول دارد؛ زیرا اگر قبول نداشت، به نقد آن می پرداخت.

8 . نودهزار نفر :

عبدالملک عاصمی شافعی، از نویسندگان اهل سنت می نویسد: پیامبر برای حجة الوداع از مدینه خارج شد، درحالی که نودهزار یا صدوچهارده هزار نفر همراه وی بودند.26حلبی شافعی در سیرة الحلبیه27 و علامه امینی در الغدیر نیز به حضور این مقدار از جمعیت در غدیرخم اشاره می کنند. 28

نقد و بررسی :

اگرچه این گزارش قول قیل بوده و سندی برای آن نقل نشده است، اما مؤیداتی چون حضور مردم مدینه و اطراف آن را که خود راوی به آن اشاره کرده، دارد. می توان گفت با توجه به کثرت جمعیت و اعتبار گزارش هفتادهزار نفر و شهرت قول نودهزار نفر برای اهل سنت، و قول علامه امینی که تحقیقات زیادی را در الغدیر انجام داده است، تصحیف رخ داده باشد؛ به این صورت که عبارت سبعین و تسعین دارای سبک نوشتاری یکسانی هستند و در نقطه گذاری، عبارت و معنا متفاوت می شود.

9. یک صدوچهارده هزار نفر :

قول دیگر از عاصمی شافعی ـ چنان که گفته شد ـ یک صدوچهارده هزار نفر است.29علامه امینی نیز در الغدیر قول دیگر را همین می داند.30 حلبی شافعی نیز این قول را ذکر کرده است.31

نقد و بررسی :

اگرچه در این گزارش نیز ذکری از سند به میان نیامده است، اما به ذکر جمعیت همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله) از مدینه تأکید دارد. این نویسندگان در میان تمامی اقوال جمعیت حاضر در غدیر، این چند قول را نقل کرده اند. می توان گفت دلیل پذیرش این گزارش از سوی آنان، توجه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حضور حداکثری مردم است؛ زیرا این نویسندگان اشاره می کنند که حتی با وجود نیامدن برخی، تعداد زیادی به حج رفتند.

بنابراین به نظر آنان، این قول قابل ذکر و مورد توجه است؛ زیرا اگر این تعداد جمعیت حضور نداشت، یقیناً اهل سنت نسبت به بیان آن اهتمام می ورزیدند. نیز شایان ذکر است این روایت با روایاتی که تعداد جمعیت را کم ذکر می کند، در تعارض است؛ اما مؤیداتی همانند هفتادهزار و نودهزار را به همراه دارد.

10. یک صدوبیست هزار نفر :

گزارش دیگر درباره جمعیت غدیرخم، حضور جمعیت یک صدوبیست هزار نفر است. از جمله قائلان این تعداد، ابن جوزی در تذکرة الخواص32 و علامه امینی در الغدیر33هستند.

نقد و بررسی :

این گزارش نیز بدون ذکر سند و منبع نقل شده است. با توجه به تأکید این منبع به حضور جمعی از صحابه، می توان گفت جمعیت قابل توجهی در این حج حضور داشته اند. اما به نظر می رسد این خبر از شهرت برخوردار نیست؛ علاوه براین، در هیچ یک از منابع شیعی کهن به آن اشاره نشده است.

نتیجه :

غدیرخم و اعلام ولایت امام علی(علیه السلام) به عنوان امری الهی از سوی رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، خبری متواتر است. هدف عمده رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از آخرین حج، اتمام و اکمال دین با بیان امر امامت بود. لازمه این امر، حضور جمعیت قابل توجهی در آن است تا امر خداوند ابلاغ گردد؛ زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تصمیم داشت با این کار، علاوه بر اعلام خبر غدیر به همگان و پخش شدن آن در تمامی نقاط سرزمین اسلامی، حجت را بر همگان تمام کند؛ چنان که بعدها امام علی(علیه السلام) در کوفه برای واقعه غدیر از مردم شهادت خواست.

بنابراین به نظر می رسد جمعیت قابل توجهی در این سفر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را همراهی کرده باشند؛ زیرا وی منتظر ماند تا همگان جمع شوند، سپس به ابلاغ این امر مهم بپردازد. اگر مقدار جمعیت کم بود و قرار بر این بود تا عده کمی از جریان غدیرخم باخبر شوند، نیازی نبود رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مردم را به زحمت بیندازد و همگان را در گرمای غدیر نگه دارد؛ بلکه این امر را در مدینه ابلاغ می کرد. پس نتیجه آنکه، از اطراف مدینه هم جمعیتی حضور داشته اند تا این خبر به دیگران نیز برسد.

با محوریت دولت نبوی، فراگیری اسلام، نابودی شرک و قدرت قریش، گرایش مردم به اسلام و حضور در مدینه و یا ارتباط با مرکز قدرت، باعث کثرت جمعیت نومسلمانان شده بود؛ بنابراین طبیعی می نماید که جمعیت مسلمانان از آمار اولیه حاضرین در جهادها بیشتر باشد.

حضور زنان، کودکان و کهن سالان در غدیرخم نیز از یک واقعیت تاریخی برخوردار است که خود مؤیدی برای اثبات کثرت جمعیت حاضر در غدیرخم است؛ زیرا در این سفر ممنوعیتی برای حضور آنان وجود نداشت. با سنجش روایاتی که جمعیت حاضر در غدیر را کم نقل کرده اند، می توان گفت این اخبار بدون درنظر گرفتن جمعیت آماری اسلام و مردم مدینه نقل شده و علاوه بر آنکه ضعف سند و محتوا دارند، از حجیت عقلی هم برخوردار نیستند.

نکته قابل توجه دیگر درباره جمعیت غدیر اینکه، تعداد کسانی که با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مدینه عازم مکه بودند باید کمتر از جمعیت غدیر باشد؛ زیرا هنگام حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در مکه، امام علی(علیه السلام) و همراهان ایشان که از یمن عازم حج بودند، در بازگشت همراه کاروان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به سوی مدینه حرکت کردند.

نیز کاروان هایی که در بین راه از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) جدا می شوند، مورد حساب قرار نگرفته اند؛ ازاین رو تعداد جمعیت غدیر بیشتر از تعداد جمعیت عازم از مدینه است. نیز باید افزود، اگرچه امری بر حضور مردم مکه و یمن برای حضور در غدیر وجود ندارد، اما بعید نیست که برخی خواسته باشند با توجه به قدرت معنوی و سیاسی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و شکسته شدن ابهت مشرکان، در این سفر به مدینه مهاجرت کنند. بنابراین نمی توان این جمعیت را نادیده گرفت.

اکنون با توجه به همه شواهد و مدارک موجود درباره جمعیت غدیرخم می توان گفت گزارش هفتادهزار و نودهزار از شواهد و قراین زیادی برخوردار بوده و به واقعیت نزدیک تر هستند. در هردو گزارش به حضور مردم مدینه و اطراف آن اشاره شده است؛ اگرچه به جمعیت همراه امام علی(علیه السلام) که از یمن عازم حج بودند و به مدینه بازگشتند، اشاره ای نشده است.

بنابراین احتمال می رود که بین هفتادهزار و نودهزار تصحیفی رخ داده باشد؛ یعنی جابه جایی نقطه صورت گرفته باشد. دراین صورت، معنا عوض می شود. در صورت عدم پذیرش تصحیف، گزارش هفتادهزار نفر با توجه به قوت سند و محتوا، از اعتبار بیشتری برخوردار است.

 پی نوشت ها:

1 . فی روایة عن الباقر علیه السلام قال: لما قال النبی’ یوم غدیر خم بین الف و ثلاثماة رجل من کنت مولاه فهذا علی مولاه ... . (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج2، ص 229)

2 . مجلسی، بحارالانوار، ج 37، ص 158.

3 . عن عمار بن یاسر قال: کنت عند ابی ذر الغفاری، فی مجلس ابن عباس و علیه فسطاط و هو یحدث اذ قام ابوذر حتى ضرب بیده الى عمود فسطاط ثم قال: ایها الناس! من عرفنی فقد عرفنی و من لم یعرفنی فقد انبأته باسمی انا جندب بن جناده ابوذر الغفاری سألتکم بحق الله و حق رسوله اسمعتم من رسول اللّه’ و هو یقول: ما اقلت الغبراء و لا اظلت الخضرا ذا لهجة اصدق من ابی ذر؟ قالو: اللهم نعم. قال: فتعلمون ایها الناس ان رسول الله’ جمعنا یوم غدیر خم الف و ثلاثماة رجل یقول: اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله. فقام رجل فقال: بخ بخ یابن ابیطالب ... . (فرات کوفی، تفسیر، ص 515)

4 . در گزارش ابن شهرآشوب ابتدا به جریان محبت و دشمنی و در پایان به جمله «من کنت مولاه ...» و در گزارش عمار ابتدا به جمله «من کنت مولاه ...» و بعد به جریان محبت و دشمنی با امام علی علیه السلام اشاره شده است.

5 . عن عمر بن یزید قال: قال أبوعبدالله علیه السلام ابتداء منه العجب یا ابا حفص لما لقی علی بن أبی طالبعلیه السلام، أنه کان له عشرة ألف شاهد لم یقدر على أخذ حقه، و الرجل یأخذ حقه بشاهدین، إن رسول اللّه خرج من المدینة حاجا و معه خمسة آلاف، و رجع من مکة و قد شیعه خمسة آلاف من أهل مکة، فلما انتهى إلى الجحفه نزل جبرئیل بولایة علی ... . (ر.ک به: عیاشی، تفسیر عیاشی، ج 1، ص 332)

6 . عَنْ عُمَرَ بْن ِ یَز ِیدَ قَالَ قَالَ أ َبُوعَبْدِ اللَّهِعلیه السلام ابْتِدَاءً مِنْهُ الْعَجَبُ لِمَا لَقِیَ عَلِیُّ بْنُ أ َبی طَالِب ٍعلیه السلام أ نَّهُ کانَ لَهُ عَشَرَةُ آلَافِ شَاهِدٍ لَمْ یَقْدِرْ عَلَى أ َخْذِ حَقِّهِ وَ الرَّجُلُ یَأ ْخُذُ حَقَّهُ بشَاهِدَیْن ِ، أ َقُولُ لَعَلَّ الْعَشَرَةَ آلَافٍ کانُوا حَاضِر ِینَ فِى الْمَدِینَةِ وَ الْبَاقُونَ کانُوا تَفَرَّقُوا فِى الْبُلْدَان ِ. (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 27، ص 238)

7 . عن صفوان الجمال قال قال أبوعبدالله علیه السلام، لقد حضر الغدیر اثناعشر ألف رجل یشهدون لعلی بن أبی طالب، فما قدر على أخذ حقه، و إن أحدکم یکون له المال و له شاهدان فیأخذ حقه. (عیاشی، تفسیر عیاشی، ج 1، ص 329؛ نیز ر.ک به: مجلسی، بحارالانوار، ج 37، ص 139)

8. عن محمد بن سنان عن زرارة بن اعین قال سمعت الصادق جعفر بن محمدعلیه السلام قال: لما خرج رسول الله’ الى مکة فی حجة الوداع فلما انصرف منها، و فی خبر آخر و قد شیعه من مکة اثنی عشر الف رجل من الیمن و خمسة آلاف رجل من المدینة ... . (سبزواری، جامع الاخبار، ص 10؛ نیز بنگرید به: مجلسی، بحارالانوار، ج 37، ص 165)

9. طبرسی، اعلام الوری، ج 1، ص 261.

10 . ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج 5، ص 137: «و قد کان معه فی حجة الوداع قریب من أربعین ألفا»؛ انصاری، المقنع فی علوم الحدیث، ج 2، ص 497؛ حضرمی، سیرة النبی المختار، ج 1، ص 77: «و فی السنة العاشرة حج حجة الوداع و حج بأزواجه کلهن و بخلق کثیر فحضرها من الصحابة أربعون ألفا رضی الله عنهم.»

11 . و روی ان یوم الغدیر لعلی بن ابی طالب ستون الف شاهد. (ابن جبر، نهج الایمان، ص 122)

12 . همان.

13 . همان، ص 8 .

14 . ... حج مع رسول الله’ من أهل المدینة و أهل الأطراف و الأعراب سبعین ألف إنسان أو یزیدون على نحو عدد أصحاب موسى السبعین ألف الذین أخذ علیهم بیعة هارون فنکثوا و اتبعوا العجل و السامری و کذلک أخذ رسول اللّه البیعة لعلی بالخلافة على عدد أصحاب موسی فنکثوا البیعة و اتبعوا العجل و السامری سنةً بسنةً و مثلا بمثل ... . (فتال نیشابوری، روضة الواعظین و بصیرة المتعظی، ص 89 ؛ طبرسی، الاجتجاج، ج 1، ص 56)

15 . حلبی شافعی، السیرة الحلبیة، ج 3، ص 363.

16 . «باسناده الصحیح عن رجاله، ثقة عن ثقة»؛ طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 70. در تصحیح جدید کتاب الاحتجاج با تعلیقه آیت الله سبحانی، بر این موضوع تأکید شده که افزون بر آنکه نحوه برخورد با روایات این کتاب نباید همانند کتاب های فقهی دیگر باشد، منابع و مصادر روایات این کتاب در کتاب های تاریخی دیگر و غیر آنها وجود دارد؛ بنابراین در پذیرش مطالب آن باید نگاهی مثبت روا داشت. (ر.ک به: طبرسی، الاحتجاج، تصحیح بهادری با نظارت آیت الله سبحانی)

17 . فَأ َمَرَ الْمُؤَذِّنِینَ أ َنْ یُؤَذِّنُوا بِأ َعْلَى أ َصْوَاتِهمْ بأ َنَّ رَسُولَ اللَّهِ’ یَحُجُّ فی عَامِهِ هَذَا فَعَلِمَ بِهِ مَنْ حَضَرَ الْمَدِینَةَ وَ أ َهْلُ الْعَوَالِی وَ الأ َعْرَابُ وَ اجْتَمَعُوا لِحَجِّ رَسُول ِ اللَّهِ’ وَ إ ِنَّمَا کانُوا تَابعِینَ یَنْظُرُونَ مَا یُؤْمَرُونَ وَ یَتَّبعُونَهُ أ َوْ یَصْنَعُ شَیْئاً فَیَصْنَعُونَه. (کلینی، کافی، ج 4، ص 245)

18 . ر.ک به: بحرانی، کشف المهم فی طریق خبر غدیر خم، ص 191؛ فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج 2، ص 54.

19 . نجاشی، رجال، ص 338.

20 . طوسی، رجال، ص 343.

21 . نجاشی، رجال، ص 189.

22. طوسی، رجال، ص 140 و 262.

23 . طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 716.

24. بروجردی، طرائف المقال، ج 1، ص 527.

25 . و قیل ستة و ثمانون الف شاهد و معلوم ان اولئک من الاماکن المتفرقة و الامصار المتباعدة. (ابن جبر، نهج الایمان، ص 122)

26 . عاصمی مکی، سمط النجوم العوالی، ج 2، ص 305.

27 . کان معه جموع لا یعلمها إلا اللّه تعالى، قیل کانوا أربعین ألفا، و قیل کانوا سبعین ألفا و قیل کانوا تسعین ألفا و قیل کانوا مائة ألف و أربعة عشر ألفا و قیل عشرین ألفا، و قیل کانوا أکثر من ذلک. (حلبی شافعی، السیرة الحلبیة، ج 3، ص 363)

28 . امینی، الغدیر، ج 1، ص 32.

29 . عاصمی مکی، سمط النجوم العوالی، ج 2، ص 305.

30 . و قد یقال: خرج معه تسعون ألفاً، و یقال: مائة ألفٍ و أربعةَ عشرَ ألفاً، و قیل: مائة ألفٍ و عشرونَ ألفاً، و قیل: مائة ألفٍ و أربعة و عشرون ألفاً، و یقال: أکثر من ذلک، و هذه عدّةُ من خرج معه، و أمّا الذین حجّوا معه فأکثر من ذلک، کالمقیمین بمکة، و الذین أتوا من الیمن مع علیٍّ أمیر المؤمنین و أبی موسى. (امینی، الغدیر، ج 1، ص 32)

31 . حلبی شافعی، السیرة الحلبیة، ج 3، ص 363.

32 . و جمع الصحابة و هم کانوا مئة و عشرین الفا. (سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ج 1، ص 266)

33 . امینی، الغدیر، ج 1، ص 32.

 

منبع : فصلنامه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی شماره 1و2


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :