ghadir.tebyan.net
کد خبر : 46562
تاریخ انتشار : 3 اسفند 1392 10:52
تعداد بازدید : 148

واقعه غدیر خم

مسلمانان با قرائت آن آیات، همه وقت و همه جا متوجه این واقعه و حدیث باشند و مرجع واقعى و پیشواى حقیقى خود را براى دریافت معالم دین و احكام آیین منزه اسلام بدون تردید تشخیص دهند.

در این مقاله می خواهیم به این پرسش بپردازیم که واقعه غدیر چه بود؟

واقعه غدیر خم:

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در دهمین سال هجرت، زیارت خانه خدا (كعبه) را با اجتماع مسلمانان آهنگ فرمود، و بر حسب امر آن حضرت در میان قبایل مختلف و طوایف اطراف اعلان شد، در نتیجه، گروه عظیمى به مدینه آمدند تا در انجام این تكلیف الهى (اداى مناسك حج بیت الله) از آن حضرت پیروى و تعلیمات ایشان را فرا گیرند. این تنها حجّى بود كه پیغمبر(صلى الله علیه وآله) بعد از مهاجرت به مدینه انجام داد، نه پیش از آن و نه بعد از آن دیگر این عمل از طرف آن حضرت وقوع نیافت. این حج را به اسامى متعدد در تاریخ ثبت نموده اند، از قبیل: حجة الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الكمال و حجة التمام.

در این موقع، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) غسل و تدهین فرمود و فقط با دو جامه ساده (احرام) كه یكى را به كمر بست و آن دیگر را به دوش افكند روز شنبه 24 یا 25 ذیقعدة الحرام به قصد حج پیاده از مدینه خارج شد و تمامى زنان و اهل حرم خود را نیز در هودج ها قرار داد و با همه اهل بیت خود و به اتفاق تمام مهاجران و انصار و قبایل عرب و گروه عظیمى از مردم حركت فرمود.1

اتفاقاً در این هنگام بیمارى آبله یا حصبه در میان مردم شیوع یافته بود و همین عارضه موجب شد كه بسیارى از مردم از عزیمت و شركت در این سفر باز بمانند، با این حال، گروه بى شمارى با آن حضرت حركت نمودند كه تعداد آن ها 124120 نفر و بیشتر ثبت شده است. البته اهالى مكه و آن ها كه به اتفاق امیرالمؤمنین على(علیه السلام) و ابوموسى از یمن آمدند بر این تعداد اضافه مى شوند.2

پس از آن كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مناسك حج را انجام داد، با جمعیت همراه خود آهنگ بازگشت به مدینه فرمودند. چون به غدیرخم (كه در نزدیك جحفه است) رسیدند، جبرئیل امین فرود آمد و از جانب خداى تعالى این آیه را آورد: «یا ایها الرسول بلّغ ما أنزل إلیك من ربّك و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمك من الناس».3

باید دانست كه جحفه منزل گاهى است كه راه هاى متعدد (راه اهل مدینه و مصر و عراق) از آن جا منشعب و جدا مى شوند. ورود پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و همراهان به آن نقطه در روز پنجشنبه هجدهم ذیحجه تحقق یافت.

در این هنگام آیه مذكور نازل شد و آن ها كه از آن مكان گذشته بودند به امر پیامبر بازگشتند و آن ها كه در دنبال قافله بودند رسیدند و در همان جا متوقف شدند. پیامبر نماز ظهر را با همراهان ادا نمود و پس از فراغ از نماز بر محل مرتفعى كه از جهاز شتران ترتیب داده بودند قرار گرفت و آغاز خطبه فرمود و با صداى بلند همگان را متوجه ساخت.

آن حضرت در خطبه خود پس از حمد و ستایش خدا و گواهى به رسالت خود، از پایان عمر خویش و از این كه آنان در كنار حوض در آن سرا بر او وارد خواهند شد، به آنان خبرداد و از آنان خواست كه مواظب دو چیز گران بها كه در میان آن ها مى گذارد باشند; یعنى كتاب خدا، ثقل اكبر و عترت (اهل بیت) خود، ثقل اصغر، كه با تمسك به آن دو، گمراه نخواهند شد و آن دو نیز از هم جدا نمى گردند تا كنار حوض بر او وارد شوند. سپس دست على(علیه السلام) را گرفت و او را بلند نمود تا این كه مردم او را دیدند و شناختند. و فرمود: «اى مردم! كیست كه بر اهل ایمان از خود آن ها سزاوارتر مى باشد؟» گفتند: خداى و رسولش داناترند. فرمود: «همانا خداى مولاى من است و من مولاى مؤمنان هستم و اولى و سزاوارترم بر آن ها از خودشان پس هر كس كه من مولاى اویم على(علیه السلام) مولاى او خواهد بود.» و این سخن را سه بار و بنا به گفته احمد بن حنبل پیشواى حنبلى ها چهار بار تكرار فرمود. سپس دست به دعا گشود و گفت: «بار خدایا! دوست بدار آن كه او را دوست دارد و دشمن دار آن كه او را دشمن دارد و یارى فرما یاران او را و خوار گردان خوار كنندگان او را، و او را معیار و میزان و محور حق و راستى قرار ده». آن گاه فرمود: باید آنان كه حاضرند این امر را به غایبان برسانند و ابلاغ نمایند».

هنوز جمعیت پراكنده نشده بود كه امین وحى الهى رسید و این آیه را آورد: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دیناً».4در این موقع، پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «الله اكبر، بر اكمال دین و اتمام نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولایت على(علیه السلام)بعد از من». سپس آن گروه تهنیت به امیرالمؤمنین را آغاز كردند و از جمله آنان، ابوبكر و عمر بودند كه پیش دیگران گفتند: به به بر تو اى پسر ابى طالب كه صبح و شام را درك نمودى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن شدى. و ابن عباس گفت: به خدا سوگند كه این امر (ولایت على (علیه السلام)) بر همه واجب شد. آن گاه حسان بن ثابت در این باره، اشعارى سرود.5

علامه امینى، وقوع این واقعه مهم را در چنین مكانى با آن اجتماع بزرگ و در سفر عظیم حج و مأموریت پیامبر براى ابلاغ آن و نزول آیات در این باره، سپس اقدام پیامبر(صلى الله علیه وآله) در معرفى حضرت على و تأكید پیامبر بر مردم كه گواهى به ابلاغ بدهند و حاضران به غایبان برسانند، عنایت خداى متعال نسبت به نشر و انتشار حدیث غدیر مى داند كه مسلمانان با قرائت آن آیات، همه وقت و همه جا متوجه این واقعه و حدیث باشند و مرجع واقعى و پیشواى حقیقى خود را براى دریافت معالم دین و احكام آیین منزه اسلام بدون تردید تشخیص دهند. جدیت هایى كه بعدها، پیشوایان دین اسلام نسبت به یادآورى و بازگو كردن واقعه غدیرخم داشته اند براى این بوده است كه این تاریخ روشن و خاطره مقدس، پیوسته تازه و شاداب بماند و گذشت زمان، این واقعه را متروك و مخفى نسازد.6

پی نوشت ها:

1 . ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج 3، ص 225; مقریزى، امتاع الأسماع، ص 511; علامه عبدالحسین امینى، الغدیر، ج 1، ص 29.

2 . حلبى، السیرة الحلبیه، ج 3، ص 283; ابن جوزى، تذكرة الخواص، ص 18 و علامه امینى، همان، ج1، ص 29 30.

3 . مائده(5) آیه 70.

4 . همان، آیه 3.

5 . ر. ك: علامه امینى، همان، ج 1، ص 30 34.

6. همان، ص 34 38.

منبع : نشریه تاریخ در آینه پژوهش، سال دوم، شماره اول، با تغییر تلخیص


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :