ghadir.tebyan.net
کد خبر : 46794
تاریخ انتشار : 5 اسفند 1392 15:22
تعداد بازدید : 195

خطبه هاى اعتراضى حضرت فاطمه(علیها السلام)

به یقین كارى كه كردند خسرانى مبین است. به خدا على را نپسندیدند، چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایدارى او را دیدند; دیدند كه چگونه بر آنان مى تازد و با دشمنان خدا نمى سازد.

 

در آثار شیعه  استناد به مواردى وجود دارد كه بر رخداد واقعه غدیر در زمان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)دلالت دارد و نمى توان آن را جریانى ساختگى توسط شیعیان در دوره هاى بعد قلمداد كرد. یکی از این استنادات سخنان حضرت فاطمه(علیها السلام) و دفاع او از حق حضرت على(علیه السلام) در خطبه فدكیه در حضور خلیفه و بزرگان انصار و مهاجر در مسجد مدینه و در دیدار با زنان انصار در منزل و... است. که در ادامه به توضیح آن می پردازیم.

 دختر رسول گرامى اسلام، حضرت فاطمه زهرا از جمله كسانى است كه با موضع گیرى صریح در برابر اقدام سقیفه و خلیفه اول، از حق اهل بیت در امر جانشینى، به ویژه از امامت حضرت على(علیه السلام)دفاع نمود و در راه این عقیده، دچار مصایب و مشكلاتى شد كه با نارضایتى از سردمداران جامعه اسلامى در مدت كوتاهى پس از مرگ پدر، روى در نقاب خاك كشید.

او در خطبه مشهور خود در مسجد مدینه در حضور خلیفه مسلمانان (ابوبكر) و جماعت انبوه مهاجر و انصار حاضر در مسجد مدینه، بر موقعیت ممتاز خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و شأن و منزلت آن ها و نیز فلسفه وجودى این خاندان و بركاتشان در جامعه سخن گفته و بر چند نكته مهم تأكید ورزیده است:

1. جانشینى و خلافت اهل بیت در میان مردم (نظریه امامت)،

2. عهده دارى تأویل كتاب خدا،

3. حجت بودن آنان در جامعه.

سپس پیروى از اهل بیت را مایه وفاق، امامت ائمه را مانع افتراق جامعه، و دوستى اهل بیت را مایه عزّت مسلمانى ذكر كرده است. ایشان در ادامه سخنان خود برفداكارى ها و رشادت هاى حضرت على در راه دین خدا و سركوب مخالفان به شمشیر حق تأكید مى ورزد و این كه آن حضرت، این رنج ها و مشقات را براى خدا متحمل مى شد و براى رضایت خدا و خشنودى پیامبر(صلى الله علیه وآله)به فداكارى مى پرداخت، در حالى كه دیگران در آن روزها در زندگانى راحت، آسوده غنوده بودند. او مهاجران و انصار را به دفاع از حق و پشتیبانى از ستمدیده ترغیب مى كند و آن ها را به قیام در برابر ربوده شدن میراث او و عدم رعایت حرمت وى فرا مى خواند، در حالى كه آنان بى اعتنا نشسته اند. او از آنان مى خواهد كه حقش را گرفته و به ستمى كه بر او رفته، دیده بر هم نگذارند: 

چه زود رنگ پذیرفتید و بى درنگ در غفلت خفتید. پیش خود مى گویید محمد(صلى الله علیه وآله)مُرد، آرى مُرد و جان به خدا سپرد. مصیبتى است بزرگ و اندوهى است سترگ. حرمت ها تباه و حریم ها بى پناه ماند. اما نه چنان است كه شما این تقدیر الهى را ندانید و از آن بى خبر مانید. قرآن در دست رس شماست شب و روز مى خوانید، چرا و چگونه معناى آن را نمى دانید؟ كه پیامبران پیش از او نیز مردند و جان به خدا سپردند... .

 آن بانوى بزرگ، دگرگونى اوضاع پس از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را بررسى كرده و با آسیب شناسى انحراف هاى جامعه، به مواردى از این دگرگونى اشاره مى كند:

1 آشكار شدن دورویى و نفاق،

2 به كهنگى گراییدن لباس دین و بى خریدار شدن آن،

3 دعوى دار شدن گمراهان و بدنامان،

4. بازار گرمى كردن تبهكاران یاوه گو،

5 به میدان آمدن شیطان و فراخواندن مردم به خود، و تبعیت مردم از خدعه هاى او،

6 پدید آمدن بدعت ها و تن دادن به غصب حقوق،

7 فرو افتادن مردم در فتنه ها و تباهى ها.

پس از این آسیب شناسى، مردم را به دلیل مورد ذیل، سرزنش مى كند:

1. سستى در كار دین،

2 . فرو افتادن در دام شیطان،

3. شتاب براى غصب حقوق خاندان پیغمبر خود،

4. رو آوردن به شیوه هاى جاهلى:

هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آن چه نبایست، كردید و آن چه از آنتان نبود بردید و بدعتى بزرگ پدید آوردید. به گمان خود خواستید فتنه برنخیزد و خونى نریزد، اما در آتش فتنه فتادید و آن چه كِشتید به باد دادید... شما كجا؟ و فتنه خواباندن كجا؟ دروغ مى گویید، و راهى جز راه حق پویید. وگرنه این كتاب خداست میان شما، نشانه هایش بى كم و كاست هویدا، و امر و نهى آن روشن و آشكارا. آیا داورى جز قرآن مى گیرید... چندان درنگ نكردید كه این ستور سركش، رام، و كار نخستین ]غصب خلافت[ تمام گردد. نوایى دیگر ساز و سخنى جز آن چه در دل دارید آغاز كردید! مى پندارید ما میراثى نداریم. در تحمل این ستم نیز بردباریم و بر سختى این جراحت پایداریم. مگر به روش جاهلیت مى گرایید؟ و راه گمراهى مى پیمایید؟ براى مردم با ایمان چه داورى بهتر از خداى جهان؟.1

 ایشان در مجالس دیگر نیز بر حق جانشینى حضرت على و خدمات برجسته او تأكید كرده است. او مسلمانان را از انتخاب شتاب زده سرزنش مى كرد كه چگونه بازگشت به خصلت هاى جاهلى، زمینه ساز انحرافات اجتماعى در جامعه اسلامى شد.

 آن حضرت طى سخنانى در برابر گروهى از زنان مهاجر و انصار كه براى عیادتش به منزل آمده بودند، گفت:

... واى بر آنان، چرا نگذاشتند حق در مركز خود قرار یابد و خلافت بر پایه هاى نبوت استوار ماند؟ آن جا كه فرود آمد نگاه جبرییل امین است. و بر عهده على كه عالم به امور دنیا و دین است. به یقین كارى كه كردند خسرانى مبین است. به خدا على را نپسندیدند، چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایدارى او را دیدند; دیدند كه چگونه بر آنان مى تازد و با دشمنان خدا نمى سازد. به خدا سوگند، اگر پاى در میان مى نهادند، و على را بر كارى كه پیامبر به عهده او نهاد مى گذاردند، آسان آسان ایشان را به راه راست مى برد و حقِ هر یك را بدو مى سپرد، چنان كه كسى زیانى نبیند و هر كس میوه آن چه كشته است بچیند. تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سیراب، و زبونان در پناه صولت او دلیر مى گشتند. اگر چنین مى كردند درهاى رحمت از زمین و آسمان به روى آنان مى گشود. اما نكردند و به زودى خدا به كیفر آن چه كردند آنان را عذاب خواهد فرمود... راستى مردان شما چرا چنین كردند؟ و چه عذرى آوردند؟ دوست نمایانى غدّار، در حق دوستان، ستم كار و سرانجام به كیفر ستم كارى خویش گرفتار. سر را گذاشته به دُم چسبیدند. پى عامى رفتند و از عالِم نپرسیدند. نفرین بر مردمى نادان كه تبه كارند. و تبه كارى خود را نیكوكارى مى پندارند. واى بر آنان، آیا آن كه مردم را به راه راست مى خواند، سزاوار پیروى است یا آن كه خود راه را نمى داند؟ در این باره چگونه داورى مى كنید؟2

ایشان در قسمت دیگرى از سخنان خود خطاب به زنان مهاجر و انصار مى گوید:

به خدا! دنیاى شما را دوست نمى دارم و از مردان شما بیزارم. درون و برونشان را آزمودم و از آن چه كردند ناخشنودم... خشم خدا را به خود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند. ناچار كار را بدان ها واگذار و ننگ عدالت كشى را برایشان بار كردم. نفرین بر این مكاران، و دور باشند از رحمت حق این ستم كاران... به خدایتان سوگند! آن چه نباید بكنند كردند. نواها ساز و فتنه ها آغاز شد. حال لختى بپایند، تا به خود آیند، و ببینند چه آشوبى خیزد و چه خون ها بریزد. شهد زندگى در كام ها شرنگ و جهان پهناور بر همگان تنگ گردد. اكنون آماده باشید كه گرد بلا انگیخته شد و تیغ خشم خدا از نیام انتقام آهیخته... بر ما هم تاوانى نیست كه داشتن حق را ناخوش مى دارید.3

بنابراین، آن حضرت در حد توان در دیدارهاى خود با سرشناسان انصار و مهاجر، فداكارى ها و از خودگذشتگى هایى را كه على(علیه السلام) از آغاز طلوع اسلام در راه آن داشت، خاطر نشان مى كرد و گفته هاى پیامبر را درباره او و جانشینى اش یادآور مى شد.

پی نوشت ها:
1. احمد بن ابى طیفور مروزى، بلاغات النسا. این خطبه در علل الشرایع صدوق و احتجاج طبرسى نیز آمده است. قسمت هایى كه در این مقاله نقل شد از ترجمه دكتر سید جعفر شهیدى استفاده شده است در كتابزندگانى فاطمه زهرا(علیها السلام)، ص 126 ـ 135.

2 . این خطبه در كتاب هاى ذیل آمده است: مروزى، بلاغات النساء، ص 32; مجلسى، بحارالانوار، ج43، ص 158; شیخ طوسى، امالىاربلى، كشف الغمه و طبرسى، احتجاج، دكتر شهیدى بر اساس متن بلاغات النساء، آن را در كتاب زندگانى فاطمه زهرا(علیها السلام) آورده و ترجمه نموده است (ص 150 153). در این مقاله از ترجمه مذكور استفاده شده است.

3 . زندگانى فاطمه زهرا(علیها السلام)، ص 150-153.

منبع : نشریه تاریخ در آینه پژوهش ، سال دوم، شماره اول، با تغییر تلخیص


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :