ghadir.tebyan.net
کد خبر : 65510
تاریخ انتشار : 6 دی 1393 11:12
تعداد بازدید : 134

فعاليت هاى امير مومنان(علیه السلام)در دوران خلفا

واما اينكه به فزونى تعداد سربازان دشمن اشاره كردى، (بدان كه ) ما، در گذشته، در نبردها، روى تعداد افراد تكيه نمى كرديم، بلكه بر يارى و كمك خداوندى حساب مى كرديم (و پيروز هم مى شديم ).

فعاليت امام علی(علیه السلام) در ايام خلافت خلفا در امور يادشده در زير خلاصه مى گردد:

 1. عبادت و بندگى خدا, آنهم به صورتى كه در شان شخصيتى مانند على بود, تا آنجا كه امام سجاد (علیه السلام) عبادت و تهجد عجيب خود را در برابر عبادتهاى جد بزرگوار خود, ناچيز مى داند.

2. تفسير قرآن و حل مشكلات بسيارى از آيات , و تربيت شاگردانى مانند <عبدالله بن عباس > كه بزرگترين مفسر اسلام , در ميان اصحاب به شمار مى رفت.

3. پاسخ به پرسشهاى دانشمندان ملل جهان , بالاخص يهود و مسيحيان كه پس از در گذشت پيامبر براى تحقيق و پژوهش درباره آيين وى , رهسپار مدينه مى شدند و سئوالاتى را مطرح مى نمودند و پاسخگويى جز على (علیه السلام), كه تسلط او بر تورات و انجيل از خلال سخنانش روشن بود, پيدا نمى كردند و اگر اين خلا به وسيله امام پر نمى شد جامعه اسلامى در سرشكستگى شديدى فرو مى رفت, و هنگامى كه امام به كليه سئوالات آنها پاسخ هاى دندان شكن مى داد, شادمانى و شكفتگى عظيمى در چهره خلفا كه بر جاى پيامبر نشسته بودند, پديدار مى شد.

4. بيان حكم شرعى و رويدادهاى نوظهور كه در اسلام سابقه نداشت و يا قضيه چنان پيچيده بود كه قضات از داورى درباره آن ناتوان بودند. اين نقطه از نقاط حساس زندگى امام است و اگر در ميان صحابه شخصيتى مانند على (علیه السلام) نبود كه به تصديق پيامبر گرامى داناترين امت و آشناترين آنها به موازين قضا و داورى به شمار مى رفت؛ بسيارى از مسائل در صدر اسلام به صورت عقده لاينحل و گره كورى باقى مى ماند.

همين حوادث نوظهور ايجاب مى كرد كه پس از رحلت پيامبر گرامى , امام آگاه و معصومى بسان پيامبر كه بر تمام اصول و فروع اسلام تسلط كافى داشت , در ميان مردم باشد و علم وسيع و گسترده او, امت را از گرايشهاى نامطلوب و عمل به قياس و گمان باز دارد و اين موهبت بزرگ به تصديق تمام ياران رسول خدا ص جز امير المومنين (علیه السلام) در كسى نبود.

قسمتى از داوريهاى امام و استفاده ابتكارى و جالب وى از آيات قرآن در كتابهاى حديث و تاريخ منعكس است و بعضى از دانشمندان قسمتى از آنها را در كتاب مستقل گردآورده اند.1

5. تربيت و پرورش گروهى كه ضمير پاك و روح آماده اى براى سير و سلوك داشتند تا در پرتو رهبرى و نفوذ معنوى امام بتوانند قله هاى كمالات معنوى را فتح كنند و آنچه را كه با ديده ظاهرى نمى بينند با ديده دل و چشم باطنى ببينند.

6. كار و كوشش براى تامين زندگى بسيارى از بينوايان و درماندگان, تا آنجا كه امام با دست خود باغ احداث مى كردند و قنات حفر مى نمود و آن را در راه خدا وقف مى كرد.

7. هنگامى كه دستگاه خلافت در مسائل سياسى و پاره اى از مشكلات با بن بست روبرو مى شد, امام يگانه مشاور مورد اعتمادى بود كه با واقع بينى خاصى مشكلات را از سر راه برمى داشت و مسير كار را معين مى كرد, و برخى از اين مشاوره ها در نهج البلاغه و نيز كتابهاى تاريخ وارد شده است.

امام و حل مشكلات علمى و سياسى خلفا

تاريخ گواهى مى دهد كه ابوبكر و عمر در مدت خلافت خود در مسائل سياسى , معارف و عقائد, تفسير قرآن , فروع و احكام اسلام به امام مراجعه مى كردند و از مشاوره و راهنمايى و آگاهى امام از اصول و فروع اسلام , كاملا بهره مى بردند كه ذيلا چند نمونه از آن را كه در تاريخ ضبط شده است , از نظر خوانندگان مى گذرانيم:

على (علیه السلام) و مشاوره هاى سياسى خليفه دوم با وى

امام در دوران خليفه دوم نيز مشاور مهم و گرهگشاى بسيارى از مشكلات سياسى و علمى و اجتماعى خيلفه بود. اينك به يك نمونه از مواردى كه خليفه دوم از فكر امام در مسائل سياسى استفاده كرده است , اشاره مى كنيم:

در سال چهار ده هجرى در سرزمين <قادسيه > نبرد سختى ميان سپاه اسلام و نظاميان ايران رخ داد كه سرانجام فتح و پيروزى از آن مسلمانان گرديد و <رستم فرخ زاد> - فرمانده كل قواى ايران -با گروهى به قتل رسيد. با اين پيروزى , سراسر عراق زير پوشش نفوذ سياسى و نظامى اسلام در آمد و <مدائن > كه مقر حكومت سلاطين ساسانى بود, در تصرف مسلمانان قرار گرفت و سران سپاه ايران به داخل كشور عقب نشنى كردند.

مشاوران و سران نظامى ايران بيم آن داشتند كه سپاه اسلام كم كم پيشروى كند, و سراسر كشور را به تصرف خود در آورد. براى مقابله با چنين حمله خطرناك <يزدگرد> پادشاه ايران , سپاهى يكصد و پنجاه هزار نفرى به فرماندهى <فيروزان > ترتيب داد تا جلوى هر نوع حمله ناگهانى را بگيرد و حتى در صورت مساعد بودن وضع , دست به حمله تهاجمى زند.

 <سعد وقاص >, فرمانده كل قواى مسلمانان (و به نقلى <عمار ياسر> كه حكومت كوفه را در اختيار داشت ) نامه اى به عمر نوشت و خليفه را از تحركهاى دشمن آگاه ساخت و افزود: سپاه كوفه , آماده اند كه نبرد را آغاز كنند و پيش از آنكه دشمن شروع به جنگ كند, آنان براى ارعاب دشمن دست به حمله زنند.

خليفه به مسجد رفت , سران صحابه را جمع كرد و آنان را از تصميم خود مبنى بر اينكه مى خواهد مدينه را ترك گويد و در منطقه اى ميان بصره و كوفه فرود آيد, و از آن نقطه رهبرى سپاه را به دست بگيرد, آگاه ساخت. در اين موقع <طلحه > برخاست و خليفه را بر اين كار تشويق كرد و سخنانى گفت كه بوى تملق و چاپلوسى بخوبى از آن استشما مى شد . پس از او <عثمان > برخاست و نه تنها خليفه را به ترك مدينه تشويق كرد, بلكه افزود: به سپاه شام و يمن بنويس كه همگى منطقه خود را ترك كنند و به تو بپيوندند و تو با اين جمع انبوه بتوانى با دشمن روبرو شوى

در اين موقع امير مومنان (علیه السلام) برخاست و فرمود:

پيروزى و شكست اين امر (اسلام ) بستگى به فزونى نيرو و كمى جمعيت نداشته است , اين دين خدا است كه آن را پيروز ساخت و سپاه اوست كه خود آن را آماده و يارى كرد تا آنكه به آنجا كه بايد برسند رسيد و به هر جا كه بايد طلوع بكند طلوع كرد, از ناحيه خداوند به ما وعده پيروزى داده شده است , و مى دانيم كه خداوند به وعده خود جامه عمل پوشانيده و سپاه خويش را يارى خواهد كرد.

موقعيت زمامدار, همچون رشته مهره ها است كه آنها را گرد آورد به هم پيوند مى دهد. اگر رشته از هم بگسلد, مهره ها پراكنده مى شوند و سپس هرگز نمى توان آنها را جمع آورى كرده و از نو نظام بخشيد امروز, اگر چه عرب از نظر تعداد كم است , اما نيروى اسلام فراوان , و در پرتو اجتماع و اتحاد و هماهنگى , عزيز و نيرومند است . بنابراين تو (خليفه ) همچون محور سنگ آسياب , جامعه را به وسيله مسلمانان به گردش در آور, و با همكارى آنان در نبرد, آتش جنگ را براى دشمنان شعله ور ساز, زيرا اگر شخصا از اين سرزمين خارج شوى , عرب از اطراف اكناف سر از زير بار فرمانت بيرون خواهد برد, و آنگاه آنچه پشت سرگذاشته اى , مهمتر از آن خواهد بود كه در پيش رو دارى .

اگر فردا چشم عجمها بر تو افتد, خواهند گفت: اين اساس و ريشه (رهبر) عرب است , اگر ريشه اين درخت را قطع كنيد, راحت مى شويد, و اين فكر, آنان را در مبارزه با تو و طمع در نابودى تو حريص تر و سرسخت تر خواهد ساخت .

اما اينكه گفتى آنان براى جنگ با مسلمانان آماده مى شوند و از اين موضوع نگرانى , بدان كه خداوند بيش از تو اين كار را ناخوش دارد, و او بر تغيير آنچه نمى پسندد, تواناتر است.

 واما اينكه به فزونى تعداد سربازان دشمن اشاره كردى , (بدان كه ) ما, در گذشته , در نبردها, روى تعداد افراد تكيه نمى كرديم , بلكه بر يارى و كمك خداوندى حساب مى كرديم (و پيروز هم مى شديم .)2

عمر پس از شنيدن سخنان امام نظر او را پسنديد و از رفتن منصرف شد.3

با توجه به اين گرهگشاييها بود كه عمر مى گفت : به خدا پناه مى برم كه مشكلى پيش بيايد و ابوالحسن (على) براى حل آن حضور نداشته باشد.4

پی نوشت ها:

1- به عنوان نمونه مى توان از كتاب : قضاء امير المومنين على بن ابى طالب تاليف محقق عاليمقام شيخ محمد تقى تسترى و كتاب قضاوتهاى حضرت على بن ابى طالب تاليف سيد اسماعيل رسول زاده نام برد.

-2نهج البلاغه , صبحى صالح , الطبعه الاولى , بيروت , 1378ه.ق , خطبه 146- آشتيانى , محمد رضا (و) امامى , محمد جعفر, ترجمه گويا و فشرده اى بر نهج البلاغه , چاپ اول , قم , مطبوعاتى هدف , ج 2 ص 125 خطبه 146

-3ابن اثير, الكامل فى التاريخ , بيروت (بى تا) دارصادر, ج 3 ص 8 طبرى , محمد بن جرير, تاريخ الامم والملوك , بيروت , دارالقاموس الحديث , (بى تا) ج 4 ص 237- حافظ ابن كثير, البدايه و النهايه ,الطبيه الثانيه , بيروت , مكتبه المعارف , 1394ه.ق , ج 7 ص 107

4-ابن حجر عسقلانى , الاصابه فى تمييز الصحابه , الطبعه الاولى , بيروت , داراحياء التراث العربى , 1328ه.ق , ج 2 ص 509- ابن عبدالبر, الاستيعاب فى معرفه الاصحاب , بيروت , داراحياء التراث العربى , 1328ه.ق , ج 3 ص 39 (در حاشيه الاصابه

منبع: با تلخیص از کتاب سيره پيشوايان


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :