ghadir.tebyan.net
کد خبر : 66930
تاریخ انتشار : 1 بهمن 1393 10:33
تعداد بازدید : 137

افشاى دشمنان با حماسه غدير

هركس رفاه و آسايش مى طلبيد. درجه و مقام مى خواست . و در آرزوى امن و امان بود. مى بايست حديث غدير، و حقانيت على (عليه السلام ) را فراموش كند!

در مقالات گذشته گفتیم كه سران سقيفه ، و دشمنان اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با روشهاى گوناگون سعى مى كردند تا:
حماسه غدير فراموش گردد.
حديث غديرخم نقل نشود، تبليغ نگردد.
ورقه هاى مكتوب حديث غدير و ديگر احاديث سوزانده شود.
در كتب تاريخ ثبت نشود.
و شاعرانى كه حماسه غدير را سرودند طرد شوند، يا در امان نباشند و آنگاه ، ناقلان و راويان حديث و حادثه غدير را با نام ((ايجاد اختلاف در امت اسلامى)) يا ((ترك كنندگان قرآن )) سرزنش مى كردند، كتك مى زدند كه پس از حاكميت سران سقيفه ، و كتك خوردن عبدالله بن مسعود ((كاتب وحى )) براى نقل حديث ، ديگر كسى جرئت روايت كردن ، يا تبليغ حديث غدير را نداشت .

هركس رفاه و آسايش مى طلبيد.
درجه و مقام مى خواست .
و در آرزوى امن و امان بود.
مى بايست حديث غدير، و حقانيت على (عليه السلام ) را فراموش كند، كه تهاجم نظامى به منزل به منزل امام ، و اهانت به دختر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، و شهادت حضرت محسن (عليه السلام ) و تازيانه زدن حضرت زهرا عليهاالسلام در راستاى همين سياست مطرح شد.

اول : فاطمه عليهاالسلام و طرح همه جانبه حديث غدير
در شرايط حساس و خفقان زاى مدينه ، پس از كودتاى سقيفه ، كه همه لب فروبسته ، و نفسها در سينه ها حبس شده ، و زبان شاعران ساكت گشته ، و قلم نويسندگان شكسته ، و همه دست از حمايت اميرالمؤمنين على (عليه السلام ) شسته بودند.
و حماسه عظيم غديرخم را كه در چند ماه قبل اتفاق افتاده بود، با ترس و زور و تزوير از ياد بردند، اين فاطمه زهرا عليهاالسلام ، بود كه حديث غدير را در همه جا مطرح مى فرمود.
و حداكثر استفاده را از پيام غدير مى برد، چون آگاه بود كه اگر مردم ، حماسه غدير را با ويژگيهاى والاى آن به ياد آورند، و به امر الهى در اعلام ولايت على (عليه السلام ) بيانديشند، راه هدايت را به درستى خواهند شناخت .
از اين رو بارها به مردم ساكت و بى تفاوت و هراسناك مدينه مى فرمود:
انسيتم قول رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) يوم غديرخم ، من كنت مولاه فعلى مولاه ؟ و قوله (صلى الله عليه و آله و سلم )، انت منى بمنزله هارون من موسى.1
(آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا را در روز غدير خم كه فرمود:
هر كه را من مولا و رهبر مى باشم على (عليه السلام ) نيز مولاى اوست .
و آيا فراموش كرديد كه به على (عليه السلام ) فرمود: يا على (عليه السلام ) موقعيت تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى پيامبر است.)2

دوم : افشاى دشمنان با ياد حماسه غدير
حضرت زهرا عليهاالسلام در بحث و مناظره با دشمنان ، و در اتمام حجت با مهاجمان به خانه ولايت باز هم از حماسه غديرخم ياد مى كرد، و مردم را به ياد حديث غدير سوق مى داد.
در يكى از روزهاى پس از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه مردم در كوچه نزديك خانه حضرت على (عليه السلام ) گرد آمده و تسليم توطئه ها بودند، دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از خانه بيرون آمده و در كنار درب ورودى منزل ايستاد، و خطاب به مردم مهاجم در كوچه و بازار فرمود:
لا عهد لى بقوم حضروا اسوء محضر منكم ، تركتم رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )، جنازة بين ايديننا و قطعتم امركم فيما بينكم ، لم تسامروننا و لم تردوا لنا حقا كانكم لم تعلموا ما قال يوم غدير خم ، و الله لقد عقد له (على بن ابيطالب ) يومئذ الولاء ليقطع منكم بذالك منها الرجاء، و لكنكم قطعتم الاسباب بينكم و بين نبيكم ، و الله حسيب بيننا و بينكم فى الدنيا و الآخرة.)3
(من ملتى را مثل شما نمى شناسم كه اينگونه عهد شكن و بد برخورد باشند، جنازه رسول خدا در دست ما گذاشته رها كرديد، و عهد و پيمانهاى ميانتان را بريده ، فراموش نموديد، و ولايت و رهبرى امام على (عليه السلام ) و ما اهل بيت را انكار كرديد، و حق مسلم ما را بازنگردانديد.
گويا از حادثه رزو غديرخم آگاهى نداريد؟
سوگند به خدا كه رسول گرامى اسلام در آن روز ولايت و رهبرى امام على (عليه السلام ) را مطرح كرد، و از مردم بيعت گرفت ، تا اميد شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نمايد، ولى شما رشته هاى پيوند معنوى ميان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و خودتان را پاره كرديد، اين را بدانيد كه خداوند در دنيا و آخرت بين ما و شما داورى خواهد كرد.)4
دشمنان ولايت چه جوابى مى توانستند بدهند، در صورتيكه حماسه غدير، راه هرگونه عذرتراشى ، و بهانه جوئى ، را بسته بود، كه حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود:
(خداوند بزرگ پس حادثه غدير خم ، براى هيچكس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است )
زيرا با يادآورى غديرخم هيچگونه راه فرارى باقى نمانده بود
اگر مى گفتند:
نمى دانيم !! يا خبر نداريم !!
دروغ آشكارى بود
زيرا حادثه بزرگى در ميان 120 هزار حاجى كه از سراسر بلاد اسلامى در غدير گرد آمده بودند، اخبار آن را دهن به دهن در همه جا نقل كردند، و بگوش همه رسانده بودند.
اگر در خبر راويان ترديد مى كردند:
به دوروئى آشكارترى پناه مى بردند
زيرا تمام مهاجر و انصار، و اصحاب و ياران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در آن حادثه عظمى حضور داشتند، و پيام غدير را از قرن اول تاكنون گفتند و نوشتند، و در شعر شاعران گنجاندند
اگر بهانه مى آوردند كه بيعت عمومى نبود:
بيشتر رسوا مى گرديدند.

زيرا در گذشته و آينده ، تنها رفراندوم و بيعتى كه عمومى بود، و عموم ملت اسلام از هر نژاد و قبيله اى در آن شركت داشت ، بيعت روز غدير بود چنان اجتماعى با چنين كيفيت والائى نسبت به هيچ يك از زمامداران پرادعاى دنيا تحقق نيافته بود.
و اگر عذر مى آوردند كه با مشورت نبود:
به خيانت رسواى ديگرى اعتراف مى كردند.
زيرا غدير خم به امر الهى ، و نزول پيك وحى ، و در حضور پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و سخنرانى و اتمام حجت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، و با دخالت پيامبر خاتم تحقق يافت
.
چگونه مى توان در برابر آفتاب غدير، شمع بدست گرفته و به انكار خورشيد نشست ؟

 

پی نوشت ها:

1- قال شمس الدين حدثنا ابوبكر محمدبن عبدالله بن المحب المقدسى مشافهه ، اخبرتنا الشيخه ام محمد زينب ابنه احمد بن عبدالرحيم المقدسيه ، عن ابى المظفر محمد بن فتيان بن المثنى ، اخبرنا ابوموسى محمد بن ابى بكر الحافظ، اخبرنا ابن عمه والدى القاضى ابوالقاسم عبد الواحد بن محمد بن عبدالواحد المدنى بقرائتى عليه ، اخبرنا ظفربن داعى العلوى باسترآباد، اخبرنا والدى و ابو احمد ابن مطرف المطرفى قالا: حدثنا ابوسعيد الادريسى اجازه فيما اخرجه فى تاريخ استرآباد، حدثنى محمد بن محمد بن الحسن ابو العباس الرشيدى من ولد هارون الرشيد بسمرقند و ما كتبناه الا عنه حدثنا ابو الحسن محمد بن جعفر الحلوانى ، حدثنا على بن محمد بن جعفر الاهوازى مولى الرشيد، حدثنا بكربن احمد القصرى ، حدثتنا فاطمه و زينب و ام كلثوم بنات موسى بن جعفر (عليه السلام ) قلن حدثتنا فاطمه بنت جعفر بن محمد الصادق حدثتنى فاطمه بنت محمد بن على ، حدثتنى فاطمه بنى على بنت الحسين ، حدثتنى فاطمه و سكينه ابنتا الحسين بن على عم ام كلثوم بنت فاطمه بنت النبى عن فاطمه بنت رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) قالت : (الغدير)
2- كتاب احقاق الحق، ج 21، ص 26 و 26 - و - الغدير، ج 1، ص 197 - و - اسنى المطالب فى مناقب على بن ابيطالب : شمس الدين ابوالخير جزرى - و - ضوءالامع ، ج 9، ص 256 - و - بدرالطالع ، ج 2، ص 297.
3- الف = امالى شيخ مفيد: قال اخبرنى محمد بن عمر الجعابى عن ابى الحسين العباس بن مغيرة عن ابى بكر احمد بن منصورالرمادى عن سعيد بن عفير عن ابى لهيعة عن خالد بن يزيد عن ابن ابى هلال عن مروان بن عثمان قال لما بويع الناس ...
ب - عن عبدالله بن عبدالرحمن
ج - روى محمد بن مسلم بن قتيبه عن ابى عفير عن ابى عون عن عبدالله بن عبدالرحمن الانصارى قال خرجت فاطمة عليهاالسلام فوقفت على الباب و قالت :
4- اسناد و مدارك
1 - الامامة و السياسة ، ج 1 ص 12 و 14
2 - كتاب بحارالانوار، ج 28، ص 205
3 - بيت الاحزان ، ص 73 و 70
4 - كتاب عوالم ، ج 11، ص 595
5 - كتاب اءمالى شيخ مفيد، ص 49 و 50
6 - كوكب الدرى ، ج 1، ص 192
7 - الاحتجاج ، ص 51/80، طبرسى
8 - كتاب الغدير، ج 5، ص 372
9 - اعيان الشيعه ، ج 2، ص 463
10 - اعلام النساء، ج 4، ص 114
11 - رياحين الشريعة ، ج 1، ص 283

منبع: خلاصه ای از کتاب حماسه غدير و آشكار شدن توطئه هاى پنهان

محمد دشتى


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :