ghadir.tebyan.net
کد خبر : 69204
تاریخ انتشار : 3 اسفند 1393 18:10
تعداد بازدید : 153

امام علي(ع) از ديدگاه دانشمندان اهل سنت

خداوند فرمود: هر کس علی را دوست بدارد، او را وارد بهشت می کنم، هر چند مرا نافرمانی کند و هر کس علی را دشمن بدارد، او را به آتش جهنم درآورم، ولو اینکه مرا اطاعت کرده باشد.

احمد بن حنبل (پیشوای مذهب حنبلی)
او می گوید: آن همه فضیلتها که برای علی بن ابی طالب بوده و نقل شده برای هیچ یک از اصحاب رسول خدا نبوده است.1
همچنین وی از پیامبر اکرم(
صلی الله علیه و آله) نقل کرده که به فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: «آیا راضی نمی شوی که من تو را به کسی تزویج کنم که اولین مسلمان است و علمش از همه بیشتر و حکمتش از همه عظیم تر است.»2

محمد بن ادریس (پیشوای مذهب شافعی)
دربارۀ علی(علیه السلام) سروده ای دارد که چنین است:
لَو اَنَّ المُرتَضَی اَبدَی مَحَلَّهُ
لَصَارَ النَّاسُ طُرّاً سُجّداً لَهُ
وَ مَاتَ الشَّافِعِی وَ لَیسَ یَدْرِی
عَلِیٌّ رَبُّهُ اَمْ رَبُّهُ الله
«هرگاه علی جایگاه و حقیقت خویش را برای مردم آشکار کند، هر آینه مردم دسته دسته در برابر او به سجده خواهند افتاد، شافعی مُرد و عاقبت نفهمید علی(
علیه السلام) پروردگار است، یا الله پروردگار اوست.»3
همچنین از سروده های اوست:
عَلِیٌّ حُبُّهُ جُنُّة
اِمَامُ النَّاسِ وَ الجَنَّة
وَصِیُّ المُصطَفَی حَقّاً
قَسِیمُ النَّارِ وَ الجَنَّة4
«دوستی علی سپر آتش دوزخ است؛ او امام انسانها و پریان است؛ او در حقیقت جانشین مصطفی و تقسیم کننده بهشت و دوزخ است.»
همچنین امام شافعی در جای دیگر می گوید: به من گفته اند رافضی شدی (از حق روی گرداندی)؛ گفتم: هرگز دین و اعتقادم رفض نیست؛ ولی بدون شک دوست می دارم بهترین امام و بهترین هادی را. اگر معنی رفض، دوستی وصیّ پیامبر (علی بن ابیطالب) است، به درستی که من رافضی تر از همه مردم هستم.5

ابن صبّاغ مالکی (اندیشمند مالکی مذهب)
وی دربارۀ فضایل امام علی(
علیه السلام) می گوید: «حکمت از گفتارش چیده می شد و دانشهای آشکار و نهانی به قلبش بسته بود، همیشه از سینه اش دریاهای علوم، جوشان و امواجشان خروشان بود، تا آنجا که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا؛ من شهر علمم و علی(علیه السلام) باب (در) آن است.»6

ابن ابی الحدید (شارح نهج البلاغه و دانشمند معتزلی مذهب)
او می گوید: «وَ مَا أَقُولُ فِي رَجُلٍ أَقَرَّ لَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ خُصُومُهُ بِالْفَضْلِ وَ لَمْ يُمْكِنْهُمْ جَحْدُ مَنَاقِبِهِ وَ لَا كِتْمَانُ فَضَائِلِهِ؛ چه بگویم دربارۀ مردی که دشمنانش به فضایل و مناقب وی اعتراف می کنند و هرگز برای آنان مقدور نشد که مناقبش را انکار نموده و فضایلش را بپوشانند!
آن گاه می افزاید: تو خود می دانی که بنی امیّه، زمامداری اسلام را در شرق و غرب روی زمین به دست آوردند و با هر نوع حیله گری در خاموش ساختن نور او کوشیدند و هرگونه لعن و افترا را بر علی(
علیه السلام) بالای منابر ترویج نمودند، هر کس که او را مدح و توصیف می کرد، مورد تهدید قرار می گرفت. هر روایتی که فضیلت علی(علیه السلام) را بازگو می کرد، ممنوع ساختند. حتی از نامگذاری به نام علی جلوگیری کردند. همه این اقدامات و تلاشها جز ظهور عظمت و جلالت شخصیت علی(علیه السلام) نتیجه ای در پی نداشت... در حقیقت این همه نابکاریهای بنی امیه مانند پوشانیدن آفتاب با کف دست بود... .
من چه بگویم دربارۀ مردی که همۀ فضیلتها به او منتهی می شود و هر مکتب و هر گروهی خود را به او منسوب می نماید. آری اوست رئیس همۀ فضیلتها... .»7
من چه بگویم دربارۀ مردی که اهل همه مذاهب غیراسلامی که در جوامع اسلامی زندگی می کنند، به او محبت می ورزند و حتی فلاسفه ای که از ملت اسلامی نیستند، او را تعظیم می نمایند... .8
همچنین می نویسد: «چه بگویم در حق کسی که از دیگران در هدایت پیشی گرفت، به خدا ایمان آورد و او را عبادت نمود، در حالی که تمام مردم سنگ را می پرستیدند... .»9
«او در عبادت، عابدترین مردم شمرده می شد؛ نماز و روزه اش از همگان بیشتر بود و مردم نماز شب و ملازمت بر اذکار و مستحبات را از آن حضرت آموختند.»10
«مبادی جمیع علوم به او بازمی گردد. او کسی است که قواعد دین را مرتب و احکام شریعت را تبیین کرده است. او کسی است که مباحث عقلی و نقلی را تقریر نموده است.» 11آن گاه کیفیت رجوع هر یک از علوم را به امام علی(
علیه السلام) توضیح می دهد.

عبدالله بن عباس
وی که از جمله مفسّران بزرگ مسلمان – به ویژه اهل سنّت – محسوب می شود، علم خود و صحابه را در برابر علم علی(
علیه السلام) چونان قطره ای از دریا می داند و در مورد آن حضرت می گوید: «آیه ای در قرآن نیست، مگر آنکه علی، مصداق بارز آن است، خداوند یاران پیامبر را در جاهای بسیاری مورد سرزنش قرار داده است، ولی دربارۀ علی(علیه السلام) جز خیر و نیکی یاد نکرده است.»12

فخر رازی (دانشمند و مفسّر معروف اهل سنّت)
«هر کس در دین خود، علی بن ابی طالب را پیشوای خود قرار دهد، همانا رستگار شده است؛ زیرا پیامبر(
صلی الله علیه و آله) فرمود: «اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِیٍّ حَيْثُ دَار؛13 خداوندا! علی هرگونه باشد، حق را بر محور وجودش بچرخان.»

خوارزمی (ادیب و خطیب مشهور اهل سنّت)
آیا چون ابوتراب، جوانمردی هست؟ آیا چون او پیشوای پاک سرشتی روی زمین وجود دارد؟ چشم مرا هر گاه درد فراگیرد، توتیایش خاکی است که پای او بدان رسیده باشد. علی همان است که شبانگاه در محراب از دل می خروشید و می گریست و روز با چهره ای خندان در گرد و غبار میدان جنگ فرو می رفت.
او از زرد و سرخ بیت المال مسلمین بهره ای نمی گرفت. او همان شکننده بتها بود؛ هنگامی که بر دوش پیامبر پا نهاد. گویا همه مردم بسان پوستند و مغز، مولای ما علی است... .»14

زمخشری (ادیب و دانشمند اهل سنّت)
وی دربارۀ شخصیت امام علی(
علیه السلام) می گوید: من چه بگویم دربارۀ مردی که فضایل او را دشمنانش از راه کینه جویی و حسد انکار کردند و دوستانش از بیم جان، باز از این میان آن قدر فضیلتهای وی انتشار یافته که شرق و غرب عالم را فراگرفته است.15
همچنین این اندیشمند اهل سنت ضمن نقل حدیث قدسی: «مَنْ اَحَبَّ عَلِیّاً أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ إِنْ عَصَانِي وَ مَنْ أَبْغَضَ عَلِيّاً أُدْخِلُهُ النَّارَ وَ إِنْ أَطَاعَنِي؛ 16یعنی خداوند فرمود: هر کس علی را دوست بدارد، او را وارد بهشت می کنم، هر چند مرا نافرمانی کند و هر کس علی را دشمن بدارد، او را به آتش جهنم درآورم، ولو اینکه مرا اطاعت کرده باشد.»
نکته شایان توجه اینکه دوستی و ولایت آن امام همام سبب کمال ایمان است و با کمال ایمان، معصیت در فرعی از فروع، زیانبخش نیست؛ ولی با فقدان ولایت و محبت آن حضرت ایمان ناقص است؛ از اینرو فاقد آن، مستحق آتش جهنم خواهد بود.

جاحظ (ادیب، سخندان و سخن شناس معروف)
وی می گوید: «عَلِیِّ ابْنِ اَبِیطَالِب کَرَّمَ الله وَجْهَهُ، پس از رسول خدا از همگان فصیح تر، دانشمندتر و زاهدتر و در رابطه با حق سخت گیر است و پس از پیامبر(ص)، امام خطبای عرب به طور مطلق به شمار می رود.»17
این اندیشمند اهل سنت می گوید: «سخن گفتن دربارۀ علی(
علیه السلام) ممکن نیست. اگر قرار است حق علی ادا شود گویند غلوّ است و اگر حق او ادا نشود دربارۀ علی(علیه السلام) ظلم است.»18

بیهقی (دانشمند نامی اهل سنت)
وي دربارة فضايل امام علي(
علیه السلام) چنين روايت نموده كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «مَن اَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آدَمَ(علیه السلام) فِي عِلْمِهِ وَ إِلَى نُوحٍ(علیه السلام) فِي تَقْوَاهُ وَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ(علیه السلام) فِي حِلْمِهِ وَ إِلَى مُوسَى(علیه السلام) فِي هَيْبَتِهِ وَ إِلَى عِيسَى(علیه السلام) فِي عِبَادَتِهِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(علیه السلام19 هر كس دوست دارد به علم و دانش آدم(علیه السلام) بنگرد و مقام تقوا و خود نگهداري نوح(علیه السلام) را [مشاهده نمايد] و بردباري حضرت ابراهيم(علیه السلام) را [نظاره كند] و به عبادت موسي(علیه السلام) [پي ببرد]، بايد به علي بن ابي طالب نظر بيندازد.»
اين روايت بيانگر اين حقيقت است كه حضرت علي(
علیه السلام) جامع صفات پيغمبران اولوالعزم است. از اين رو، در روايت طولاني ديگري از «صعصعۀ بن صوحان» آمده است كه خود حضرت نيز به اين حقيقت اشاره نموده است:
«اگر چه تمجيد و تجليل از خويشتن زشت است، ولي از باب اظهار نعمت الهي مي گويم كه من بر موسي، عيسي، ابراهيم، آدم، نوح، سليمان و ... برتري دارم.»20

شيخ محمد عبده21
وي مي گويد: در هنگام مطالعه نهج البلاغه، گاهي يك عقل نوراني را مي ديدم كه شباهتي به مخلوق جسماني نداشت، اين عقل نوراني از گروه ارواح و مجردات جدا شده و به روح انساني پيوسته و آن روح انساني را از لباسهاي طبيعت تجريد نموده و تا ملكوت اعلا بالا برده و به عالم شهود و ديدار روشن ترين انوار نائل ساخته است و با اين وصف شگفت انگيز، پس از رهايي از عوارض طبيعت در عالم قدس آرميده است.
لحظات ديگري صداي گوينده حكمت را مي شنيدم كه واقعيات صحيح را به پيشوايان و زمامداران گوشزد مي كرد و موقعيتهاي ترديدآميز را به آنان نشان مي داد و از لغزشهاي اضطراب آور بر حذرشان مي داشت و آنان را به دقايق سياست و طرق كياست راهنمايي مي كرد و به مقام واقعي رياست آشنا مي ساخت و به عظمت تدبير و سرنوشت شايسته بالا مي برد.22
وي در مقدمه شرح نهج البلاغه مي نويسد: «در همه مردم عرب زبان، يك نفر نيست مگر اينكه معتقد است سخن علي(
علیه السلام) بعد از قرآن و كلام نبوي، شريف ترين، بليغ ترين، پرمعني ترين و جامع ترين سخنان است.»23

عبدالفتّاح عبدالمقصود (نويسنده و دانشمند مشهور مصري)
او مي نويسد: من همواره اخلاق و موهبتهاي الهي و آنچه را كه تشكيل دهنده شخصيت است، مقياس شناخت عظمت انساني قرار مي دهم؛ از اينرو بعد از پيامبر(صلی الله علیه و آله) كسي را نديده ام كه شايسته باشد پس از او قرار گيرد يا بتواند در رديفش بيايد جز پدر فرزندان پاك و برگزيدة پيامبر؛ يعني «علي بن ابي طالب»، و من در اين سخن به طرفداري از تشيّع وارد نشده ام، بلكه اين رأيي است كه حقايق تاريخ گوياي آن است.
امام، برترين مردي است كه مادرِ روزگار تا پايان عمر خود چون او نزايد، و اوست كه هرگاه هدايت طلبان به جستجوي اخبار و گفتارش برآيند، از هر خبري براي آنان شعاعي مي درخشد. آري او مجسمه اي از كمال است كه در قالب بشريت ريخته است. 24


از آنچه ذكر شد، به روشني درمي يابيم كه فضايل و مناقب اميرالمؤمنين(علیه السلام) از لابه لاي پرده هاي ضخيم تاريكي عبور نموده و شرق و غرب عالم را پر كرده است، در حقيقت مي توان اين مسئله را جزء خوارق عادات زندگي آن امام هُمام برشمرد و آن را مصداق روشن اين آيه شريفه دانست: «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»؛25«آنها مي خواهند نور خدا را با دهانهاي خود خاموش سازند، ولي خدا نور خود را كامل مي كند، هرچند كافران خوش نداشته باشند

علي(علیه السلام) نور خداست و نور خدا خاموش شدني نيست و اگر تمام عالم جمع شوند نمي توانند آن را خاموش كنند. بسيار تلاش كردند و مي كنند تا نور او را خاموش كنند، اما روز به روز، اين نور پر فروغ تر شد و مي شود، تا جايي كه دشمنان قسم خورده حضرتش به آن اعتراف نمودند. «اَلفَضلُ ما شَهِدَت بِهِ الأعدَاءُ؛ فضيلت آن است كه دشمنان بر آن گواهي دهند.»

پی نوشت:

1. المراجعات، سید عبدالحسین شرف الدین، چاپ سوم، ص 218.

2.مسند احمد، ج 5، ص 26؛ مجمع الزوائد، ج5، ص 101.

3) فضایل حضرت علی(علیه السلام)، والعادیات، چاپ دارالحدیث، قم، ص 17.

4) دیوان شافعی، چاپ مصر، ص 32.

5) امام علی(علیه السلام) خورشید بی‏غروب، محمد ابراهیم سراج، مؤسسه انتشارات نبوی، تهران، چاپ اول، 1376 ش، ص 287.

6) امام علی(علیه السلام) از نگاه اندیشمندان غیر شیعه، اکبر اسدعلیزاده، مؤسسه امام صادق(ع)، قم، چاپ اول، 1381 ش، ص 50.

7) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 1، ص16.

8) همان، ص 28 و 29.

9) همان، ج 3، ص 260.

10) همان، ج 1، ص 27.

11) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 1، ص17.

12) امام علی در آینه عقل و قرآن، محمدجواد مغنیه، ص 125؛ علی(علیه السلام) از نگاه دیگران، جمعی از نویسندگان، دفتر نشر و پخش معارف با همکاری انتشارات امام باقر(علیه السلام)، مشهد، 1380 ش، ص 104.

13) تفسیر الکبیر، محمد بن عمر فخر الرازی، چاپ مصر، قاهره، 1357 ق، ج 1، ص 111.

14) الغدیر، ج 4، ص 397.

15) داستان غدیر، جمعی از دبیران، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1362 ش، ص 284.

16) امام علی(علیه السلام) خورشید بی‏غروب، محمد ابراهیم سراج، مؤسسه انتشارات نبوی، تهران، چاپ اول، 1376 ش، ص 270.

17) در آستانه آفتاب، عبدالرحمن رضایی، دانشگاه علوم رضوی، مشهد، 1380 ش، ص16.

18) چهارده معصوم ، آیت الله حسین مظاهری، ص 41.

19) امالي، شيخ طوسي، دار الثقافة، قم، 1416، مجلس 14، ص 416؛ ر.ك: ارشاد القلوب، ديلمي، انتشارات شريف رضي، 1412 ق، ج 2، ص 363.

20) انوار النعمانية، سيد نعمت الله جزائري، شركت چاپ تبريز، ج 1، ص 27.

21) وي از بزرگ‏ترين روحانيون دانشمند اهل سنت، مفتي اسبق مصر، مصلح بزرگ و معاصر سيد جمال الدين اسد آبادي بود.

22) شرح نهج البلاغه، شيخ محمد عبده مقدمه، ص 7 و 10.

23) سيري در نهج البلاغه، استاد مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، تهران، 1373 ش، چاپ دهم، ص 17 – 18.

24) جلوه ولايت، عذرا انصاري، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1376 ش، چاپ اول، ص 3

25) صف/ 8.

نویسنده: عسکری اسلامپور کریمی

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 143


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :