ghadir.tebyan.net
کد خبر : 70278
تاریخ انتشار : 13 اسفند 1393 11:31
تعداد بازدید : 175

غدیر در کلام اسلام شناسانِ غربی

امام علی «علیه السلام» سرداری شکست ناپذیر بود شجاعتش در میدانهای جنگ به حدی بود که همه از او می ترسیدند. هرگز از میدان روی برنتافت و از سپاه دشمن نهراسید... .

ویرژیل و رخدادی به نام غدیر

وی کنستان ویرژیل گیئورگیو و اهل کشور رومانی بوده است. در زمان حیات ویرژیل، عصر حاکمیت مارکسیستها در شرق اروپا بود. لنین، تفکرش را در شوروی سابق گسترش داده بود و کمونیسم به شدت زیاد در حال گسترش بود. رومانی هم جزو بلوک شرق و در اردوگاه مارکسیست جای می گرفت. و از آنجا که، نزدیک اروپای غربی بود و تضاد ماتریالیسم غرب با سوسیالیست شرق در جریان بود، نوعاً باید تحت تأثیر پوزیتیویست غربی و یا مارکسیست شرقی قرار می گرفت. اما وی نه تنها چنین نبود، بلکه فردی واقع گرا و الهی بود. تا حدی در مطالعات خود مانع از اثرپذیری از غرب بود که دکتر علی شریعتی می گوید: گورویج روحم را پر می کرد و ویرژیل روحم را قوی می ساخت و ژان پل سارتر مرا به واقعیتها می خواند.

ویرژیل کتابی هم در مورد قرآن و پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله و سلم» نگاشته بنام: «محمد و قرآن» که پس از بررسی های فراوان درباره این موضوع چنین نوشته است:

«پیامبر اسلام قوی تر از آن بود که در مورد مسئله تعیین جانشین که برای دنیای اسلام اهمیت داشته دچار تردید شود و نتواند نظر خود را بگوید.»1

ویرژیل همراه گورویج یهودی، هم مباحث بودند و بسیار همدیگر را در اندیشه یاری می کردند. ویرژیل بر این باور است که همه اصحاب رسول الله و مردم مسلمان عصر نبوت، از رسول الله «صلی الله علیه و آله و سلم» تبعیت کرده اند و منکری در میان آنها وجود نداشته است. در اظهار نظری دیگر می گوید:
«... با توجه به اینکه پیامبر اسلام بطوری در میان اطرافیان خود نفوذ کلام داشته که هر چه می گفته از طرف آنها پذیرفته می شده است. علاوه بر این وی در هشتاد جنگ شرکت کرده و فرماندهی آنها را برعهده داشته دلیرتر از آن بوده که نتواند جانشین خود را تعیین کند و دچار رودربایستی بشود.» 2

ولتر و غدیر

وی از جمله دانشمندان و مستشرقین دنیای غرب است، که موضوع غدیر را مورد توجه قرار داده او که متفکری آزاداندیش و فرانسوی بود می گوید:
«از عدم اجرای وصیت پیامبر درباره علی ابن ابیطالب متأسفم. آخرین اراده پیامبر اجرا نشد.» 3

وی سپس تصریح می کند که در اسلام امامت امری انتصابی است و لذا می گوید:
«پیامبر علی را به جانشینی خود انتخاب کرده بود و حال آنکه پس از مرگ پیامبر عده ای فردی دیگر را انتخاب کردند.»4

بارون کارادو فرانسوی

وی که بیشتر جنبه های شهادت و شجاعت علی «علیه السلام» را تحسین نموده و در عین حال تاریخ اسلام را تاریخ علی و فضائل او قلمداد می کند و از خودنمائی افرادی که لیاقت درک فیض وجودی حضرتش را نداشته اند، اظهار تأسف کرده و بارها بر شرط های مهم زیر برای «تصدی» منصب امامت تأکید کرده است:

1ـ همراهی با پیامبر در نبردهای سنگین.

2ـ شکست ناپذیری در جنگها.

3ـ نشان دادن معجزه.

4ـ همتا نداشتن در میان اصحاب.

5 ـ مهرورزی به امت.

6ـ مورد اطمینان و اعتماد رسول الله بودن.

7ـ دارا بودن روحی عمیق و شگرف.

او می گوید:
«علی همچون قهرمان شکست ناپذیر و شجاع بی همتا دوشادوش پیامبر اسلام پیکار کرد و معجزاتی نشان داد» 5

نگاه وی در مورد امیرالمؤمنین «علیه السلام» این است که تنها فرد مورد اطمینان رسول خدا، علی بود؛ بنابراین فقط علی را به امامت و رهبری خلق می پذیرفت: «پیامبر به او مهر می ورزید و اطمینانی عمیق به وی داشت تا آنجا که یک روز در حالی که به وی اشاره می کرد چنین گفت: هر کس که من سرور و آقایش هستم تو نیز سرور و آقایش هستی...»

او سپس می گوید:
«علی مهربانی دردمند و شهسواری پاک نهاد و پاک باز و امامی شهید بود که روحی بس عمیق و آرام داشت. روحی که در ژرفای آن اسرار خدایی نهفته بود

توماس کارلایل مورخ انگلیسی

توماس محبوبیت علی «علیه السلام» را چنان برجسته می داند که امامت را تنها حق او می داند. بنابر قوانین اساسی که برای حاکمان، شرط مقبولیت در میان عامه مردم را در اولویت قرار می دهند، علی مستحق تر از همه معاصرانش در ولایت و حکومت بود. از سوی دیگر علامه ماوردی در کتاب «الامه و الامامت» جلد 2، ص 239 می گوید: علمای اهل سنت و شیعه برای رهبری چندین شرط قائلند:

1ـ سیادت

2ـ تدبیر

3ـ قریشی بودن

4ـ شجاعت در حفظ دین

5 ـ اعلمیت

6ـ مقبولیت عامه و نیک خواهی مردم

7ـ جوانمردی و مروت

8 ـ عدالت در حد اعلی

بعد از مطالعه افرادی که در سقیفه حضور داشتند، هیچ یک جامع این شرایط نبودند. هر کدام علی حدّه، یک یا دو شرط را دارا بودند و شروط دیگر را نداشتند، تنها امام علی «علیه السلام» واجد شرایط بود.

او می گوید:
«علی کسی است که ما ناگزیریم دوستش بداریم و به او عشق بورزیم. او جوانمردی شریف و بزرگوار است که از وجدان او رحمت و نیکی می جوشد. از قلب او شعله دلاوری و حماسه زبانه می کشد او از شیر شجاع تر است ولیکن شجاعتش با رقت و رحمت و لطف و مهربانی درآمیخته است. شهادت او بر اثر شدت عدالتش بود.»

از آنجا که از شروط مهم و اساسی امامت شجاعت و شهامت و تهور است، توماس کارلایل در کتابش که به نام زندگانی محمد نوشته است، به این صفت امام اشاره می کند، که هیچ کس از اصحاب پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم»، در آن عصر واجد چنین خصلتی در حد علی «علیه السلام» نبود.

رهبری جامعه و امت اسلامی باید کسی باشد که دشمن از او بترسد. وگرنه دشمنان به طمع می افتند که دست اندازی کرده و کشور اسلام را تصرف کنند. از سوی دیگر، دین گاه گاه مورد حمله التقاطیون و منافقین و کفار قرار می گیرد؛ بنابراین امام باید تا سر حدّ شهادت از مذهب اسلام دفاع کند و در این راه از مرگ نترسد.

کارلایل به این خصلت امام علی «علیه السلام» اشاره کرده و می گوید:
«... امام علی «علیه السلام» سرداری شکست ناپذیر بود شجاعتش در میدانهای جنگ به حدی بود که همه از او می ترسیدند. هرگز از میدان روی برنتافت و از سپاه دشمن نهراسید هیچ کس به
میدان او نیامد مگر مغلوب شد و هر ضربتی که بر پیکر دشمن زد به ضربت دوم محتاج نبود و تمام دلاوران و سلحشوران عرب بعد از او به شجاعتش افتخار می کردند و در شرق و غرب عالم از او یاد می کردند.» 6

کورت فرایشلر آلمانی

وی کتابها و مقالاتی زیاده از حد یک مسیحی، در مورد امامان خصوصاً علی «علیه السلام» و فرزندانش به خصوص حضرت ابوالفضل «علیه السلام» نگاشته است، بنده در کتاب (بر ابوالفضل العباس چه گذشت در ص 206) در نقل این اظهارنظر، سنگ تمام گذاشته ام. فرایشلر در این یادداشتی که در مورد علی «علیه السلام» نوشته است، امیرالمؤمنین را در تشکیل انجمن های نویسندگی و تاریخ نگاری بسیار روشنفکر و پیشرو می داند.

فرایشلر در مورد انجمنی، که علی «علیه السلام» پایه گذاری کرد و جنایات معاویه که این انجمن را منحل کرد، سخنانی زیاد نگاشته است.

او از واقعه غدیر و عهدشکنی برخی از صحابه نمایان، شکوه می کند که چرا نگذاشتند علی بر مسند امامت بنشیند، تا بشر اینگونه سرگردان شود:

«امیرالمؤمنین دانشمندی متفکر و دارای سطوح فکری روشن و عالی بود از جمله کارهای او یکی تأسیس انجمن تاریخ اسلام بود که از عده ای مردم فاضل و صحابه پیامبراکرم تشکیل داد تا تحت نظرش بنگارش تاریخ وقایع دوره پیامبر بطور صحیح آگاه شوند افسوس که با شهادت وی معاویه این انجمن را تعطیل کرد و نوشته های فضلا و صحابه را از بین برد تا از انتشار حوادثی که برخلاف منافع شخصی او و فرزندانش بود جلوگیری شود.» 7

 پی نوشت ها:

1.خواندنیها، 16 مهر 1342.

2.صوت العدالة الانسانیة، ص 501، جرج جرداق.

3.زندگانی علی «ع». پروفسور نصرالله نیک بین، انتشارات اهل بیت، قم 1365، ص 47، چاپ اول.

4.همان.

5.جرج جرداق، صوت العدالة الانسانیة، ج 5، ص 1230

6.توماس کارلایل، زندگانی محمّد، ص 243.

7.کورت فرایشلر آلمانی، عایشه بعد از پیغمبر اسلام. ص 345.

نویسنده: عزیز رضائی چناری
منبع: مجمع جهانی شیعه شناسی


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :