ghadir.tebyan.net
کد خبر : 71050
تاریخ انتشار : 17 فروردین 1394 10:59
تعداد بازدید : 213

امامت در آینه غدیر

اگر مسأله امامت و جانشینی پس از پیامبر نبود به هیچ وجه واقعه غدیر صورت نمی گرفت، علت غدیر مسأله امامت است، غدیر در واقع روز اعلام جانشین و امامت مردم پس از پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» است.

یکی از علت های واقعه غدیر مسئله امامت است

پدیده ها و اتفاقاتی که در عالم واقع می شود، همه بر اساس یک علت و معلولی بنا شده اند. یکی از وقایعی که در تاریخ ثبت شده و هم به روایت سنی و به تواتر رسیده جریان بزرگ و حیاتی غدیر است. پیامبر عظیم الشأن اسلام در پایان مراسم حج زمانی که مسلمانان اعمال حج را از پیامبر عالی قدر آموختند، در این هنگام، پیامبر گرامی تصمیم گرفت که مکه را به قصد مدینه ترک گوید، فرمان حرکت صادر گردید، هنگامی که کاروان به سرزمین (رابغ) که سه مایلی (جحفه) قرار دارد رسید، امین وحی در نقطه ای به نام (غدیر خم) فرود آمد. و او را به آیه زیر مورد خطاب قرار داد که: «بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبِّکَ وَ إِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»1 و آنچه را که از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن. و اگر ابلاغ نکنی رسالت خود را تکمیل نکرده ای، خداوند تو را از شرّ مردم حفظ می کند.2

با این اوصاف آیا این واقعه و حرکت پیامبر دارای علتی نیست؟
به طور مسلّم علت این واقعه جانشینی و امامت بعد از پیامبر عظیم الشأن اسلام است. پیامبری که در عطوفت و مهربانی برای امتش بی مثال بود. چگونه امتش را بدون امام و سرپرست رها خواهد کرد، غیر از بی سرپرست بودن جامعه بعد از ایشان، چه چیزی می تواند نبوت ایشان را ناقص و ناتمام کند؟

اگر مسأله امامت و جانشینی پس از پیامبر نبود به هیچ وجه واقعه غدیر صورت نمی گرفت، علت غدیر مسأله امامت است، غدیر در واقع روز اعلام جانشین و امامت مردم پس از پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» است.

نظر مسلمانان درباره امامت از دو دیدگاه خارج نیست.

برای آشنایی با نظر هر دو گروه به مقایسه این دو نظر از دیدگاه دکتر سید محمد تیجانی خواهیم پرداخت:

امامت در نظر شیعیان، اصلی از اصول دین است. زیرا از بالاترین اهمیت برخوردار است و آن رهبری برترین امت ها یعنی مسلمانان است، این رهبری بر فضیلت ها و ویژگی های منحصر به فردی مانند: دانش، دلیری، بردباری، پارسایی، پرهیزکاری، شایستگی و... استوار است. شیعیان معتقدند به اینکه امامت منصبی است الهی که خداوند به برگزیدگانِ از بندگانش واگذار کرده است تا خطرناکترین و مهمترین نقش را ایفا کنند و آن رهبری جهان پس از پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» است. بنابراین حضرت امام علی بن ابیطالب امام مسلمانان به انتخاب خداوند بود و او بود که به پیامبرش وحی کرد که علی را برای امامت جامعه، و مردم نصب کند و بدین سان رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» در غیرخم پس از آخرین حج حضرت، که آن را حجة الوداع می نامند او را به این سمت، نصب کرد و امت را به او ارجاع داد و مردم هم بر همین اساس، در آن روز با او بیعت کردند. این نظریه شیعیان در رابطه با امامت است.


و اما اهل سنّت و جماعت، آنها نیز معتقد به وجوب امامت برای رهبری امت هستند ولی حق انتخاب امام و رهبر را به خود مردم واگذار می کنند و لذا ابوبکر بن ابی قحافه، به اختیار و انتخاب خود مسلمانان، امت مسلمین را پس از وفات پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» که در امر خلافت سکومت اختیار کرده بود و هیچ مطلبی را در این باره برای مردم بیان نکرده بود و امر را شورایی قرار داده بود به عهده گرفت. و این سخن اهل سنت و جماعت است3.

وقایع تاریخی مربوط به این مسأله

واقعه تاریخی روز غدیر خود نشان دهنده امامت علی «علیه السلام» بر مردم است و می توان به مسئله تاج گذاری آن حضرت به دست محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» در این روز اشاره کرد. علامه امینی این مطلب را در کتاب الغدیر خود این چنین می آورد: دانستیم که در روز غدیر، صاحب خلافت بزرگ برای پادشاهی اسلامی تعیین شد، و به ولایت عهدی پیامبر رسید، و بدین جهت سزاوار بود بنابر رسم شاهان و اُمرا تاجگذاری شود. ولی چون تاج هایی که از طلا و جواهرات ساخته می شد، از رسوم و مختصات پادشاهان ایران بود و در بین عرب بدلی از آنها جز عمّامه ها نبود و عمّامه ها را جز بزرگان و اشراف نمی پوشیدند ــ و بدین جهت از رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» نقل شده که فرمود: «العمائم تیجان العرب» (عمامه ها تاجهای عرب هستند) این روایات را قضاعی و دیلمی نقل کرده اند. و سیوطی در جامع صغیر آن را روایت صحیح دانسته، و ابن اثیر نیز آن را در نهایه آورده است ـ بر این اساس رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» در این روز بر سر مبارک علی «علیه السلام» عمّامه گذاشت و این به نحوی بیانگر عظمت و جلال او بود لذا در آن جمع بزرگ با دست مبارک خویش با عمامه خود که سحاب نام داشت، بر سر او تاج گذاشت.

در این کار اشاره ای است به این که کسی که با عمامه تاج گذاری شده، برای مقامی مانند مقام پیامبر مهیّا شده است، او مبلّغ دین پیامبر بوده و پس از وی جانشین او است.

در «کنزالعمّال» از علی «علیه السلام» روایت شده است: «عمّمنی رسول الله «صلی الله علیه و آله و سلم» یوم غدیرخم بعمامه، فسدله خلفی» پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» در روز غدیرخم بر سر من عمامه ای گذاشت و یک سر آن را به پشت من انداخت و در لفظی دیگر: «فسدل طرفها علی منکبی» یک سر آن را بر دوش من افکند سپس فرمود: «إنَّ الله أمدّنی یوم بدر و حنین بملائکه یعتمّون هذه العمامه» همانا خداوند مرا در جنگ بدر و حنین توسط فرشتگانی که این عمامه را بر سر داشتند، یاری فرمود و فرمود: «إن العمامه حاجرهٌ بین الکفر و الایمان» عمامه مانع و مرزی است بین کفر و ایمان و حافظ دیلمی از ابن عباس نقل کرده است آن گاه که رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» علی «علیه السلام را با سحاب عمامه گذاری کرد به او فرمود: «یا علیٌّ العمائم تیجان العرب» ای علی «عمامه ها تاج های عرب هستند.» 4

نتیجه:

غدیر در علی «علیه السلام» خلاصه شده است، پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» می خواهد علی «علیه السلام» را به مردم بشناساند، با بررسی خطبه غدیر به راحتی می توان پی برد که حضرت رسول، امامت را به مردم می شناساند. ایشان می فرماید: «ثقل اکبر» «کتاب خدا» می باشد، یک سر آن به دست خداوند عزّ و جلّ و سر دیگر آن به دست شماست، آن را محکم نگه داشته تا گمراه نشوید. و «ثقل اصغر» «عترت و اهل بیت» من است و خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که آن دو تا هنگام ورود بر من نزد حوض، از هم جدا نخواهند شد، و من هم از پروردگارم خواستم آن دو چنین باشند «هرگز از هم جدا نشوند». بر آن دو پیشی نگیرید، که هلاک می شوید و از آنها دست برندارید، که باز هلاک خواهید شد.5 پیامبر می خواهد بگوید: از امام خود علی «علیه السلام» که من از جانب خدا او را برای شما معرفی کردم و اهل بیت او سبقت نگیرید، از آنها پیروی کنید و دو دست حضرت علی «علیه السلام» را می گیرد و می گوید ای مردم پس از من دست علی را خالی نگذارید و از امام خود پیروی کنید در قسمت دیگر حدیث غدیر دلایل انتخاب علی «علیه السلام» را به مردم گوشزد می کند می فرماید: ای مردم چه کسی از مؤمنین از خودشان سزاوارتر است؟ و اولویت دارد؟ می گویند: خداوند و رسولش بهتر می دانند. می فرماید: خداوند مولای من و من مولای مؤمنین هستم و بر ایشان بر خودشان سزاوارترم، پس هر که را من مولای اویم، علی مولای اوست.6 پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» می خواهد بگوید همه صفت و شخصیتی که من دارم علی «علیه السلام» نیز دارد، هیچ کس مثل او سزاوارتر به این منصب نیست و هیچ صحابه ای مثل علی «علیه السلام» برای رسیدن به خواسته رسول خدا پیشی نگرفته است و عدالت حکم می کند که شایسته ترین فرد برای جانشینی پیامبر انتخاب شود و در جایی دیگر در این حدیث می فرماید: بار خدایا! هر که او را دوست و یاور بود. دوست و یاورش بدار و هر که با او دشمنی کند، دشمنش بدار! هر که از روی محبّت او را بزرگ داشت و بر شکوه و شوکتش افزود، تو نیز او را از روی محبّت تعظیم و تجلیل کن. و هر که از روی بغض او را خوار و حقیر خواست، تو خوار و حقیرش بدار! یاری ده هر که او را یاری کند و هر کس او را بی یاور گذاشت یاریش مکن و حق را دائر مدار او قرار ده. هان! که این سخن را باید حاضر به غایب برساند.7

پی نوشت ها :

1.مائده / 67 ــ آیه تبلیغ.

2.فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام.

3.همراه با راستگویان.

4.غدیر.

5.سیری در سیره ائمه اطهار

6. سیری در سیره ائمه اطهار

7.الغدیر.

منبع:حسینی مقدم، سید اسماعیل، گلواژه غدیر


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :